سینمای ایران » نقد و بررسی1398/02/24


یکی از دوهای درجه یک

همچون در یک آینه (۳۵): درباره فردوس کاویانی و بازی‌هایش

شاهپور عظیمی

 

برخی از بازیگران را در ذهن داریم که هیچ­‌گاه نقش اول بازی نکرده‌­اند و ستاره نبوده‌­اند اما همواره حضورشان را در یاد داریم. در سینمای جهان والتر برنان یکی از آن­‌ها است. بازیگری که سه‌بار برای بازی در نقش­ مکمل جایزه‌ی اسکار را تصاحب کرد. او همان «استامپی» وردست خوش زبان «دود» (جان وین) در ریوبراوو (1959) و ادی، دستیار هری مورگان (همفری بوگارت) در داشتن و نداشتن (1944) است. در سینمای پیش از انقلاب نیز از این بازیگران کم نداشته‌­ایم از مرحوم تقی ظهوری و محمدعلی تبریزیان (همایون) تا مرحوم میری، مرتضی عقیلی، عنایت بخشی و دیگران و در سینمای بعد از انقلاب از سعید پورصمیمی، شیرین یزدان­بخش، محسن کیایی، سیروس گرجستانی و البته فردوس کاویانی را در ذهن داریم.

فردوس کاویانی، بیش از سینما در تلویزیون توانست توانایی­‌های بازیگری­‌اش را به نمایش بگذارد. شاید نخستین حضورش در تلویزیون را بتوان مجموعه‌ی «محله بروبیا» دانست که او در نقش دانشمند یونانی یا همان «پدر بزرگوار» و نقش «سرکار» ظاهر شد. لحن تؤامان جدی در ظاهر و شوخ در باطن، شاید مهم­‌ترین خصیصه‌ی او در بازی­‌هایش باشد که آن را بعد­ها و در بسیاری از آثاری که در آن‌­ها بازی داشته به کار گرفته است. سپس شاهد بازی­‌های گوناگونی در تله­ تئاتر­های تلویزیونی از وی بوده‌­ایم که هر بار و در هر نقشی توانسته در یاد مخاطبانش بماند. از «راویان اخبار» (1365) تا مجموعه «آینه» (1365) که در سری اول و دوم آن حضور داشت.

در فیلم «بانو» (1370)فردوس کاویانی در اجاره‌­نشین‌­ها (1365) در نقش «مش مهدی» ظاهر می‌­شود و یکی از به یاد­ماندنی‌­ترین بازی‌­هایش را به نمایش می­‌گذارد. او سرکارگر عده­‌ای کارگر است که آمده‌­اند تا آپارتمانی را که مشخص نیست صاحبی دارد یا نه تعمیر کند. کاویانی با استفاده از لهجه‌ی شیرین کرمانی و نمایش سادگی آدم‌­های زحمت‌کشی که از پیچیدگی­‌های آدم‌­های طبقه‌ی متوسط بی‌­خبر هستند؛ نقش مهدی را با ظرافتی مثال­‌زدنی اجرا می­‌کند. نگاه کنیم به ابتدای حضورش در فیلم که سوار بر کامیون از راه می‌­رسد و در برابر عجله‌ی صاحب‌­کاران سعی دارد با خونسردی کار را پیش ببرد تا این که مهندس از راه می­‌رسد و از او می‌­پرسد چه می‌­کند و آیا می­‌خواهد از توی اتاق برود توی کوچه که مش مهدی می‌­گوید «سلام، می­‌خواهیم پنجره بزنیم.» بازگشت مش مهدی و کارگران و گرسنه بودن‌شان و پرسیدن ساعت و سپس فردای آن روز که عباس‌آقا سوپرگوشت (عزت‌‌الله انتظامی) همه چیز را به هم می‌­ریزد؛ مش مهدی با بازی کاویانی در سکانس پشت بام، کم­‌کم انگار به اعضای آن خانه بدل می‌شود و موقعی که عباس‌آقا چک­‌ها را از او می­‌گیرد با غر‌و‌لند می‌­گوید که چرا چک­‌ها را از او نگرفته­‌اند. همچنین بازی او را در سکانسی از فیلم در ذهن داریم که صاحب‌کاران شبانه به دنبال کامیون آن‌ها افتاده‌­اند و مش مهدی با ترس از آن­‌ها می‌­پرسد که از جان‌شان چه می­‌خواهند اما وقتی متوجه می­‌شود آن­‌ها که هستند، دست توی جیبش می‌­کند و می­‌خواهد همان­‌جا حساب را تسویه کند.

کاویانی در نقش آقای ابری در سایه خیال (1369) بار دیگر و در نقشی کوتاه ظاهر شده که همچنان در حافظه‌ی سینمایی ما به یادگار مانده است. نقش ابری با بازی کاویانی آدمی است از طبقه‌ی متوسط که دلش با حسین پناهی و حمید (حمید جبلی) است اما توانش را ندارد که پا از طبقه­‌اش بیرون بگذارد و یا با همسرش مخالفت کند. ابری با بازی کاویانی شخصیتی محافظه‌­کار است که هم دنبال نوگرایی است و هم نوگرایی بیش از حد را سیاه نمایی ارزیابی می‌­کند. کاویانی در این نقش همچنان از ویژگی بازیگری‌­اش استفاده می‌­کند که همان نمایش مهربانی و درآنِ واحد نشان دادن روی دیگر سکه و اخم کردن است.

با گوهر خیراندیش در فیلم «میکس» (1378)مجموعه‌ی «همسران» (1375) با بازی فردوس کاویانی از شبکه‌ی دو به نمایش در آمد. او در این مجموعه در نقش کمال و مهرانه مهین ترابی در نقش مهین، نقش زن و مردی را بازی کرده­‌اند که سن بیش‌­تری نسبت به همسایه­‌شان علی (فرهاد جم) و مریم (الهام پاوه­‌نژاد) دارند و هر بار مشغله‌­هایی را در کنار یکدیگر تجربه می‌کنند. در همان قسمت نخست که قرار است هر دو همسایه اسباب و اثاثیه‌­شان را بیاورند و همزمان کامیون­‌ها می‌­رسد، کاویانی با ظاهری عصبانی و در حالی که یقه‌ی علی را گرفته، او را تهدید می­‌کند اما آن­‌هایی که با بازی کاویانی آشنا هستند، با دیدن این سکانس یادشان می­‌مانند که هیچ‌گاه او را در نقشی جدی یا به عبارت دقیق­‌تر در نقش فردی خشن و عصبی ندیده‌­اند. کاویانی در این­‌جا نیز از شگرد بازی­‌اش استفاده می‌کند: او حتی عصبانیت را هم با حرکات طنز­آمیز بازی م‌ی­کند که در این میان طنز کلامی، چربش بیش‌­تری دارد. بحث‌­های آقا کمال و همسرش مهین بخش دیگری از وجوه بازیگری کاویانی را به نمایش می­‌گذارد: آدمی که در ابتدا و با قضاوتی زود­هنگام، بنای مخالفت می­‌گذارد اما وقتی با منطق روبرو می‌­شود که گاهی همراه با تحکم مهین نیز هست، ناگهان وا می­‌دهد و آرام می‌شود.

در بانو (1370) این بار انگار کاویانی بنا دارد روی دیگر سکه‌ی نقش مش مهدی را به نمایش بگذارد. همراه با قربان سالار (عزت‌الله انتظامی) از آشفتگی روحی خانم خانه استفاده کرده و یکی پس از دیگری وسایل خانه‌­اش را غارت می‌­کند. کاویانی یک‌بار دیگر و در میکس (1378) و در حضوری کوتاه همراه با گوهر خیراندیش بار دیگر فضای فیلم بانو را به بهانه خراب شدن صدای صحنه­‌ای از فیلم خسرو (خسرو شکیبایی) کارگردان سینمای ایران را تکرار می‌­کند که در همین حضور کوتاه همچنان از طنز زیر‌پوستی بازی­‌اش بهره می‌­گیرد. فردوس کاویانی چند سالی است که از سینما و تلویزیون به دور مانده است. آخرین بار که تصویری از او را دیدیم، باورش شاید برای دوستداران بازی­‌های او دشوار بود که چگونه بازیگر سال­‌های دور نقش‌­هایی به یاد ماندنی به دلیل بیماری از کارش به دور مانده است. در ویدئویی کوتاه که چندی پیش منتشر شد، تصویرش را بار دیگر دیدیم که به نسبت گذشته بسیار بهتر به نظر می­‌رسید و به ما وعده داد که در صورت یافتن نقشی مناسب، آمادگی بازگشت به کار بازیگری را دارد. این فی­‌نفسه خبری خوش برای دوستداران بازی­‌های این بازیگر کهنه‌­کار به شمار می‌­آید. فردوس کاویانی و کاویانی‌­های دیگر که این سال­‌ها ک‌م­تر به بازیگری می‌­پردازند، بی‌اغراق در شمار سرمایه­‌های سینما محسوب می‌­شوند. قدرشان را بدانیم و بدانید.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: