روز چهارم چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران نیز در حالی سپری شد که پردیس سینمایی ملت همچنان محل رفتوآمد فیلمسازان، علاقهمندان و میهمانان جشنواره بود. بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیدار او با میهمانان بینالمللی، در کنار نشستهای تخصصی، از رویدادهای این روز بود. بااینهمه، برای ارزیابی یک جشنواره سینمایی، آنچه بیرون از سالنها میگذرد، تنها بخشی از ماجراست؛ حاصل اصلی باید روی پرده شکل بگیرد، جایی که فیلمها بیواسطه با تماشاگر و منتقد روبهرو میشوند.
در چهار روز نخست جشنواره، دو تصویر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: از یکسو اشتیاق مخاطبان به تماشای فیلم کوتاه و حضور پررنگ نسل جوان سینما و از سوی دیگر، پرسش درباره کیفیت مجموعه آثاری که برای رقابت انتخاب شدهاند. این دو تصویر لزوماً یکدیگر را نقض نمیکنند، اما نمیتوان یکی را به حساب دیگری گذاشت. شلوغی سالنها نشانهای امیدوارکننده از زنده بودن علاقه به سینمای کوتاه است؛ بااینحال، میزان استقبال بهتنهایی نمیتواند معیاری برای سنجش کیفیت فیلمها باشد.
در روزهای گذشته، افزایش تقاضا حتی به اضافه شدن سانسهای فوقالعاده انجامید. این اتفاق از ظرفیت بالقوه جشنواره برای جذب مخاطب حکایت دارد، اما درست در همین نقطه است که باید پرسشی جدیتر را مطرح کرد: آیا فیلمهایی که روی پرده میروند، به اندازه اشتیاق تماشاگران غافلگیرکنندهاند یا بخشی از این شور و تحرک، بیش از آنکه از کشف آثار متمایز ناشی شود، حاصل نیاز طبیعی فیلمسازان و علاقهمندان به دیدن یکدیگر و حضور در مهمترین گردهمایی سینمای کوتاه کشور است.
آنچه در ارزیابی آثار به چشم میآید، افت کیفی محسوس در بخش بزرگی از فیلمهاست؛ افتی که نمیتوان با اشاره به محدودیتهای تولید، جوان بودنِ فیلمسازان یا دشواریهای ساخت فیلم کوتاه از کنار آن گذشت. فیلم کوتاه، بهسبب زمان محدودش، بیش از هر قالب دیگری به دقت در انتخاب و حذف نیاز دارد. ایدهای که ظرفیت یک فیلم بلند را هم ندارد، صرفاً با کوتاهکردن زمان به فیلمی مؤثر تبدیل نمیشود؛ همانطور که پرداختن به یک مسئله اجتماعی یا طرح موضوعی حساس، بهخودیخود ارزش سینمایی نمیآفریند.
مسئله در بسیاری از تجربههای کمجان، نه فقدان موضوع، بلکه ناتوانی در تبدیل موضوع به سینماست. گاهی فیلم از ایدهای اولیه و قابلاعتنا آغاز میشود، اما در ادامه بهجای گسترش آن از راه میزانسن، شخصیتپردازی، ریتم و جزئیات تصویری، به توضیح و تأکید پناه میبرد. در چنین آثاری، مضمون پیش از آنکه در تجربه تماشاگر شکل بگیرد، به او اعلام میشود؛ شخصیتها بیش از آنکه زندگی مستقلی داشته باشند، حامل موضع فیلمسازند و پایانبندی، بهجای آنکه حاصل مسیر دراماتیک اثر باشد، به نتیجهای از پیش تعیینشده شباهت پیدا میکند. اینجا همان جایی است که فاصله میان داشتن حرف و توانایی بیان سینمایی آن آشکار میشود.
چنین ارزیابیای البته به معنای نادیدهگرفتن فیلمهای موفق یا یکسانانگاشتن همه آثار نیست. جشنوارهای با این گستره، طبیعتاً ترکیبی ناهمگون از تجربهها، استعدادها و سطوح مختلف فیلمسازی را پیش روی مخاطب میگذارد. اما وظیفه انتخاب و داوری نیز دقیقاً از همین ناهمگونی آغاز میشود: تشخیص اثری که فراتر از موضوع روز، شعار یا مهارتهای فنی پراکنده، صاحب نگاه و زبان شخصی است. اگر قرار است جشنواره محل شناسایی نسل آینده سینمای ایران باشد، باید بیش از هر چیز به آثاری میدان بدهد که خطر میکنند، از راههای آزموده فاصله میگیرند و امکان تازهای برای دیدن و روایتکردن پیش میگذارند.
این ضرورت در بخش بینالملل نیز اهمیت ویژهای دارد. بینالمللیبودن یک جشنواره فقط به معنای گردآوردن فیلمهایی از کشورهای مختلف نیست؛ مواجهه با شیوههای متفاوت روایت، نگاههای متنوع به جهان و امکان مقایسه جدی میان تجربههای سینمایی است که به این بخش معنا میدهد. شعار «اندیشه ایرانی، روایت جهانی» نیز زمانی از حد یک عبارت رسمی فراتر میرود که هویت بومی در فیلمها به مجموعهای از نشانههای آشنا محدود نماند و به تجربهای انسانی، دقیق و قابلفهم برای مخاطبی بیرون از مرزهای جغرافیایی تبدیل شود.
از این منظر، نشستهای تخصصی جشنواره، از جمله گفتوگو درباره معیارهای ارزیابی فیلم بینالمللی، میتوانند فرصتی برای فراتر رفتن از نمایش صرف آثار باشند؛ به شرط آنکه بحث درباره سینما به پرسشهایی روشن و قابل پیگیری درباره انتخاب، فرم، روایت و کیفیت منتهی شود. برگزاری نشست، همچون نمایش فیلم، زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که چیزی بر فهم سینما بیفزاید و از سطح تبادل نظرهای کلی فراتر برود.
جشنوارهای زنده، با کارنامهای نهچندان قابل دفاع
حاصل چهار روز نخست را باید با تفکیک دو وجه جشنواره سنجید. از نظر ایجاد امکان گردهمایی، فراهمکردن فضای ملاقات و گفتوگو برای فیلمسازان جوان و جذب علاقهمندان، جشنواره همچنان جایگاهی مهم دارد. شور تماشاگران و رفت و آمدهای حرفهای در پردیس ملت سرمایهای است که نباید آن را دستکم گرفت. این رویداد همچنان یکی از فرصتهای مهم برای دیدهشدن فیلمسازان جوان و آشنایی آنان با جریان سینماست.
اما در وجه سینمایی، دستکم بر پایه آنچه تا اینجا دیده شده، کارنامه جشنواره به همان اندازه رضایت بخش نیست. میان انتظاری که سابقه و جایگاه جشنواره ایجاد میکند و کیفیت آثار حاضر، فاصلهای احساس میشود. این فاصله را نه میتوان با آمار مخاطبان پوشاند و نه با اشاره به دشواریهای تولید از میان برد. جشنوارهای که قرار است معیار و محل کشف باشد، باید بتواند در انتخاب آثار نیز سطحی از جسارت، دقت و تشخیص را نشان دهد.
در ارزیابی نهایی، نباید شور مخاطبان را به حساب موفقیت کامل هنری گذاشت؛ همانطور که نباید کاستیهای فیلمها را به حکم قطعی درباره تمام سینمای کوتاه ایران تبدیل کرد. پرسش اصلی این است که از میان انبوه تولیدات، کدام فیلمها میتوانند پس از پایان جشنواره در حافظه سینمایی تماشاگر باقی بمانند؛ کدامیک زبان تازهای عرضه میکنند و کدامیک، فراتر از نیت و موضوع خود، تجربهای سینمایی میسازند. تا پایان روز چهارم، مهمترین امتیاز جشنواره همچنان زنده بودن فضای آن است؛ اما برای قضاوتی امیدوار
کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:
https://telegram.me/filmmagazine
آدرس اینستاگرام ماهنامه فیلم:
https://www.instagram.com/filmmagazine.official
آدرس کانال آپارات مجله فیلم:
[مجله فیلم]










































