سینمای جهان » چشم‌انداز1398/04/25


بازی با چهره

همچون در یک آینه (۴۳): نگاهی به برخی از بازی‌های شاهرخ خان

شاهپور عظیمی

 

حکایت بازیگران سینمای هند مانند برخی از ویژگی­‌های بومی سینمای این کشور، غریب و پیچیده است. آن­‌ها نزد تماشاگران مقام شامخی دارند و برای همین است که ریزترین حرکات و سکانات بازیگران در سینمای این کشور زیر ذره­بین مخاطبان و لاجرم رسانه­‌های جمعی است. به عبارت دیگر ماندگار شدن در سینمای این کشور به عنوان بازیگر یکی از دشوارترین چالش‌­هایی است که پیش روی بازیگران سینمای هند قرار دارد که گاهی حتی فوق‌­ستاره‌­های استثنایی در دوران گذشته نتوانسته‌­اند به چنین جایگاهی دست یابند. یکی از معدود چهره‌های سینمای هند که چنین کرده، شاهرخ خان است.

بازی در دو نقش منفی در فیلم‌­های بازیگر (1993) و ترس (1993) نامش را بر سر زبان­‌ها انداخت و سال بعد از آن با بازی در سرانجام (1994) یکی از منفی­‌ترین نقش‌­های سینمای هند تا آن روز را بازی کرد که به خاطر آن برنده‌ی جایزه شد. موفقیت با داماد عروسش را به خانه می‌­برد (1995) سراغش آمد و همزمان پرسونای شاهرخ خان نیز با این فیلم شکل گرفت: جوانی در ظاهر لاابالی که به هیچ چیز حتی عشق پایبند نیست اما در باطن نه تنها عاشقی پاکیزه سرشت است بلکه حتی تا پای جانش بر این عقیده پافشاری می­‌کند. او این خصایص سینمایی را با نکته‌­ای همراه کرد که نه هم­نسلانش و نه بازیگری که وی به شدت تأثیر بازی‌­اش قرار دارد- دلیپ کمار بازیگر بلند آوازه‌ی سینمای هند با نام اصلی یوسف خان- هرگز به عنوان یک جلوه‌ی بازیگری به آن نپرداخته‌اند: او می­‌تواند در غم­‌انگیزترین صحنه­‌های اندوهناک سینمای هند بگرید! نه آمیتاب بچن و نه حتی اسطوره‌ی بازیگری سینمای هند-راج کاپور- و نه بازیگران دیگری که تجربه‌ی‌بازی در ملودرام‌­های برجسته‌ی سینمای هند را داشته‌اند در این گونه نقش‌­ها حضور پیدا نکرده‌­اند. فیلم‌­هایی مانند یه‌­طوری می‌­شه (1998)، از ته دل (1998)، گاهی خوشی گاهی غم (2001) و شاید فردایی نباشد (2003) نشان می‌­دهند که بازی او تناسب بیش‌­تری با آثار ملودرام سینمای هند دارد،
گاهی خوشی گاهی غم هر چند او در کارنامه‌ی سینمایی بیش از هر چیز دیگری به دنبال اثبات این نکته است که او بازیگری نیست که تنها در یک ژانر باقی بماند و می‌­تواند تقریباً در هر ژانری بازی کند. او بار دیگر در خدا می­‌داند (1995) که برداشتی از فرشتگان آلوده صورت (1938) است، همان نقش منفی را بازی می­‌کند که جیمز کاگنی در این فیلم بازی کرده است. در عزیزم، من از آنِ توام (2002) در نقش شوهری بدبین و حسود ظاهر می­‌شود. در من این‌جا هستم (2004) همزمان هم نقش عاشقی دلخسته را برعهده دارد و هم یک مأمور امنیتی است. در ویر زارا (2004) یک افسر هندی به نام ویر پراتاب سینگ است که سال­‌هاست به زندان افتاده و عاشق دختری پاکستانی است. او حتی در ذغال (1997) نقش یک مرد لال را بازی کرده است.

با این همه آن­‌چه که باعث شده تا شاهرخ خان در سینمای هند به بازیگری پرسابقه بدل شود و همچنان مورد توجه سینماروهای هندی قرار بگیرد، انرژی و «هام» حضورش بر پرده‌ی سینماها است. او در نقش­‌هایش بسیار پرتحرک ظاهر می‌­شود و حتی با این که در کروئوگرافی فیلم­‌هایش طراحان اصطلاحاً هوایش را دارند و حرکات پیچیده برایش طراحی نمی‌­کنند اما با این حال او حرکاتش را با انرژی فراوانی اجرا می‌­کند که برای نمونه می‌توان به آهنگ «درد دل دیسکو» از اُم­ شانتی اُم (2007) اشاره کرد.

نکته‌ی بسیار مهمی در بازیگری شاهرخ خان دیده می­‌شود که از آنِ وی نیست و برایش ساخته‌­اند و آن شیوه‌ی ایستادنش در برخی از فیلم­‌هایش است. او اندکی به عقب خم می­‌شود و دستانش را از همدیگر باز می­‌کند. این «استایل» را فرح خان نابغه‌ی کرئوگرافی سینمای هند برایش طراحی کرده است. امری که در سینمای ایران در این چهل ساله در مورد بازیگران مرد و زن به دست فراموشی سپرده شد و تنها نمونه‌­ای که در تمام سینمای ایران در خاطره داریم، نحوه‌ی راه رفتن بهروز وثوقی در بسیاری از فیلم­‌هایش بود به شکل دست­‌هایی آویخته و سینه­‌ای جلو داده و راه رفتن­‌هایی با قدم­‌هایی نسبتاً کوتاه و تکان­‌های گاه و بیگاه سر و شانه.

شاهرخ خان در کارنامه‌ی کاری­اش-خصوصاً در سال‌­های اخیر- سراغ نقش‌­هایی نامتعارف رفته و این بخشی از تلاش‌­های او برای ماندگاری در سینمای هند است. از دو نقش متضاد با هم در زوج‌­های ساخته‌ی خدا (2008) تا نقش بازیکن کریکت در فیلم حمله کن، هند (2007) یا رضوان خان در نامم خان (2010) که دارای اختلالی به نام سندرم آسپرگر است که توانایی ارتباط فردی و غیرکلامی با دیگران را ندارد تا فیلم زیرو (2018) که نقش یک کوتوله را بازی می‌­کند. او در این فاصله همچنان به بازی در نقش­‌های رمانتیک ادامه داده که با توجه به بالا رفتن سن‌وسالش برای حضور در چنین نقش‌­هایی، همچنان باید این‌­ها را بخشی از استراتژی بقایش در سینمای هند دانست. با این که وی در نقش‌­هایی ظاهر شده که بیش از هر چیزی دیگری فیزیک بازیگر در آن‌­ها اهمیت داشته اما او درواقع بازیگری است که صورت و میمیک­‌هایش بیش‌­ترین موفقیت­‌ها را برایش رقم زده­‌اند که این را در بسیاری از آثار رمانتیک او می­توان ردیابی کرد. او درواقع این کنترل را بر صورتش دارد که در یک لحظه از اندوه به خنده «سویچ» کند و این ویژگی را در آثاری مانند امُ شانتی امُ به خوبی به نمایش می‌­گذارد. عصبانیت امُ پراکاش (نقشی که شاهرخ خان در فیلم فرح خان بازی می‌­کند) از نیامدن شانتی از خودش بروز می‌­دهد در کسری از ثانیه و بعد از دیدن او به شادی تؤام با خنگ‌­بازی بدل می‌­شود یا در فیلم شاید فردایی نباشد او در نقش امان در آنِ واحد سر به سر همسایه­‌شان ننا (پریتی زینتی) می‌­گذارد و در لحظه­‌ای بسیار کوتاه ناگهان جدیت­‌اش را از دست می‌­دهد و سرِ شوخی را با او باز کرده و حتی تحقیرش می­‌کند این در حالی است که دلبسته‌ی ننا شده است. این ویژگی در تقریباً در کم‌­تر بازیگری از سینمای هند دیده می­‌شود که تنها استثناء در این میان شاید بازیگر درگذشته و قدیمی شری دیوی باشد که شاهرخ خان با او در ارتش (1996) همبازی بوده است. نکته‌ی آخر این که شاهرخ خان تصویری منطبق بر حضور سینمایی­‌اش در میان دوستدارانش از خود به یادگار گذاشته است. کافی است نگاه کنیم به برخی از حضور­هایش در جشنواره‌­های سینمایی هند که یا در مقام مجری در آن‌­ها حضور داشته یا بر روی صحنه بخش­‌هایی از آثارش را دوباره بازی کرده است. در بسیاری از موارد یاد شده او به گونه­‌ای عمل می­‌کند که تماشاگران و حاضرین فراموش می‌­کنند با یکی از موفق­‌ترین ستارگان سینمای کشورشان روبرو هستند و گاهی می­‌شود او را با یک مجلس‌­گرم کن معمولی اشتباه گرفت. این تصویری است که بسیاری از بازیگران سینمای هند و حتی جهان ابا دارند از خودشان در ذهن مخاطبان‌شان باقی بماند.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: