سرماخوردگی حضور در دو روز نخست چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران را از من گرفت و دیروز، در سومین روز جشنواره، فرصت تماشای فیلمها را پیدا کردم. آنچه در این حضور یکروزه بیش از هر چیز در ذهنم ماند، نه یک فیلم یا کشف سینمایی تازه، که فاصلهای نگرانکننده میان بخشی از تولیدات داخلی و آثار بخش بینالملل بود؛ فاصلهای که بیش از هر چیز، خود را در تسلط بر زبان سینما نشان میداد.
در قیاس با فیلمهای ایرانی، آثار بخش بینالملل در مجموع از انسجام روایی و دقت بیشتری در انتخاب و اجرای ابزارهای بیانی برخوردار بودند. مسئله صرفاً تفاوت در امکانات تولید یا برخورداری از بودجههای بزرگتر نیست. فیلمسازی، پیش از هر چیز، مستلزم شناخت ظرفیتهای تصویر، صدا، میزانسن، تدوین و ریتم است؛ دانشی که میتواند حتی با کمترین امکانات، به اثری کوچک اما دقیق و تأثیرگذار جان بدهد. آنچه در شماری از فیلمهای داخلی به چشم میآمد، غیبت همین دقت و گاه ناتوانی در تبدیل ایدهای اولیه به تجربهای منسجم و سینمایی بود.
البته خام دستی در فیلم اول نه عجیب است و نه لزوماً مایه سرزنش. فیلم کوتاه میتواند میدان تجربه و آزمون باشد؛ فرصتی برای خطا کردن، کشفکردن و رسیدن به زبانی شخصی. اما میان تجربهگرایی و ناآشنایی با ابتداییترین قواعد این حرفه تفاوتی اساسی وجود دارد. قرار نیست فیلمساز جوان از همان نخستین اثر به پختگی یک فیلمساز باتجربه رسیده باشد؛ انتظار این است که بداند با چه ابزارهایی کار میکند و چرا انتخابی را انجام میدهد. «فیلم اول» توضیحی برای ناپختگی است، نه عذری برای نادیدهگرفتن الفبای سینما.
نگرانکنندهتر از ضعفهای فنی و روایی، گاه نحوه مواجهه برخی فیلمسازان با نقد است. شور و اعتماد به نفس، لازمه آغاز هر مسیر خلاقهای است؛ اما وقتی این اعتماد به نفس به غرور بدل شود و جای خود را به اطمینان پیشاپیش به درستی انتخابها بدهد، امکان یادگیری محدود میشود. در برخورد با برخی از این فیلمسازان، گاه چنین به نظر میرسد که میل به دفاع از اثر، پیش از آمادگی برای شنیدن و سنجیدن نظر دیگران شکل گرفته است. گویی خودِ ساختن فیلم، بهتنهایی، دلیل کافی برای مصون ماندن آن از پرسش و نقد است.
نقد، البته، فرمانی برای اطاعت نیست. فیلمساز حق دارد نظر منتقد را نپذیرد، از انتخاب خود دفاع کند و راهی متفاوت برگزیند؛ اما دفاع از یک انتخاب هنری با نشنیدن نقد و نپذیرفتن امکان خطا یکی نیست. رشد هنری از جایی آغاز میشود که هنرمند، در کنار باور به نگاه خود، آمادگی بازنگری در آن را نیز داشته باشد. هیچ فیلمسازی با مصون دانستن خود از خطا به زبان شخصی نمیرسد؛ همانطور که هیچ تجربهای، صرفاً به دلیل شخصیبودن، الزاماً به تجربهای سینمایی تبدیل نمیشود.
جشنواره فیلم کوتاه، در بهترین شکل خود، باید بیش از آنکه محلی برای عرضه محصول نهایی باشد، عرصه مواجهه فیلمساز با جهان سینما و با نگاههای متفاوت باشد؛ جایی که هم امکان نمایش فراهم شود و هم ضرورت یادگیری جدی گرفته شود. در چنین فضایی، انتخاب آثار و کیفیت گفتوگوهای پیرامون آنها اهمیت کمتری از تعداد فیلمها و شور سازندگانشان ندارد. جشنوارهای که میخواهد به رشد نسل تازه فیلمسازان کمک کند، باید میان حمایت از تجربههای نو و چشمپوشی از ضعفهای بنیادین تفاوت بگذارد.
حاصل تماشای فیلمهای روز سوم برای من، بیش از آنکه تصویری امیدوارکننده از وضعیت عمومی فیلم کوتاه ایران باشد، یادآوری فاصله میان اشتیاق به فیلمسازی و شناخت سینما بود. اشتیاق، نقطه آغاز است؛ اما بهتنهایی نه مهارت میآفریند و نه فیلمی را به اثری قابل اعتنا بدل میکند. سینما، حتی در کوتاهترین شکل خود، از فیلمساز نگاه، دقت، دانش و مهمتر از همه، میل به آموختن میخواهد. هیچکس با ساختن نخستین فیلم موظف نیست استاد باشد؛ اما هیچکس نیز با ساختن نخستین فیلم از ضرورت آموختن بینیاز نمیشود.
کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:
https://telegram.me/filmmagazine
آدرس اینستاگرام ماهنامه فیلم:
https://www.instagram.com/filmmagazine.official
آدرس کانال آپارات مجله فیلم:
[ماهنامه فیلم]










































