سینمای جهان » نقد و بررسی1399/02/27


فشار بر آرواره‌ها

همچون در یک آینه (68): نگاه به بازی آنتونی پركينز در «روانی»

شاهپور عظيمی

 

بازی آنتونی پركینز در روانی (آلفرد هیچکاک، 1960) دقیقاً شامل سه بخش كلی است: 1) اولین بار كه با ماریون كرین روبه‌رو می‌شود كه مهم‌ترین بخش بازی اوست، 2) روبه‌رو شدن نورمن با آربوگاست و خونسردی توأم با كمی دستپاچگی‌اش وقتی آربوگاست او را سؤال‌پیچ می‌كند و سرانجام 3) وقتی لایلا و سام وارد متل او می‌شوند و نورمن دیگر خودش را باخته و دست آخر با لباس زنانه و چاقو در دست، مقهور سام می‌شود. البته بازی او یك مؤخره هم دارد كه به واپسین نماهای فیلم برمی‌گردد، آن‌جا كه مأموری یك پتو به نورمن می‌دهد و صدای زنانه‌ای از او تشكر می‌كند.

داستان نورمن بیتس در جای دیگری رخ داده و اكنون روایت او را از داستانش می‌بینیم. او در ابتدا جوانی است خوش‌قدوبالا كه خیلی راحت تعریف می‌كند كه بزرگراه تازه‌ای كه ایجاد كرده‌اند باعث شده چراغ متل او خاموش شود اما بر حسب عادت شب‌ها چراغ‌ها را روشن می‌كند. نخستین بارقة بازی پركینز مكث او در انتخاب اتاق برای جنت لی است. صورتش را نمی‌بینییم و تنها دست استخوانی‌اش دیده می‌شود. وقتی در اتاق را برای او باز می‌كند، نوع راه رفتن‌اش سلانه‌سلانه است كه برای آدمی با آن قد بلند شاید چندان هم بیراه نباشد. وقتی به حمام اشاره می‌كند و نمی‌تواند كلمه‌اش را به زبان بیاورد، مكث او برای ما تماشاگران اندكی - و فقط اندكی - عجیب است. پركینز برای این كه نشان دهد نورمن اعتمادبه‌نفس ندارد، تقریباً بعد از هر دیالوگی كه ادا می‌كند، می‌خندد. وقتی پركینز برای جنت لی غذا می آورد، اشكارا ناراحت است كه مادرش بدگویی این زن را كرده و موقعی كه لی عقب می‌كشد تا پركینز وارد اتاق شود و سینی غذا را بیاورد، دوربین كمی عقب می‌كشد و پركینز با حركت رو به جلوی كوتاهی كه با یك مكث همراه است، پیشنهاد رفتن به دفترش را می‌دهد. نوع سینی در دست گرفتن پركینز و مكث او و سپس این حركت كوتاهش - اگرچه در ظاهر حتی اندكی نمایش به نظر می‌رسد- در نمایی متوسط كه همچنان پركینز دستپاچه‌ به نظر می‌رسد، تأثیرگذار و البته فریبنده است. فریبنده؟ دلیلش را در گفت‌و‌گوی دونفره سكانس بعد می‌بینیم.

گفت‌و‌گوی پركینز و لی اوج بازی او را نشان می‌دهد. در ابتدا پركینز شرم‌زده بودن نورمن را به نمایش می‌گذارد. او دست‌‌هایش را به هم می‌مالد و وقتی حرفی می‌زند كه خارج از عرف گفت‌و‌‌گوهایی از این دست است، لبخند می‌زند. وقتی ماریون از نورمن می‌پرسد با دوستانش بیرون نمی‌رود، صورت پركینز ناگهان جدی می‌شود و می‌گوید بهترین دوست یك پسر مادرشه...و خندة بعدی كه چاشنی دیالوگ بعدی‌اش می‌كند اصلاً از جنس آن خنده‌های از سر خجالتی بودن نیست. منحنی بازی پركینز در این‌جا اوج می‌گیرد. یادمان باشد كه در یادداشت‌های پیشین اشاره شد كه متن فیلم‌نامه چیزی است كه روی كاغذ نوشته می‌شود و این بازی بازیگر است كه به آن‌ جان می‌بخشد.

اكنون چشمان پركینز درخششی پیدا می‌كنند. هنگام ادای جمله‌های بعدی ابروهایش را بالا می‌برد. گاهی به یك طرف نگاه می‌كند اما دوباره روبه‌رویش را نگاه می‌كند. اعتمادبه‌نفسی ناگهانی در بازی پركینز دیده می‌شود. زیرمتن: یادمان باشد كه مادر نورمن در درون او به حیاتش ادامه می‌دهد. پركینز این را می‌داند و بازی‌اش می‌كند در حالی كه ما از آن بی‌خبر هستیم. با تناسب هر دیالوگی كه نورمن «عقب» می‌رود و مادرش «جلو» می‌آید، بازی پركینز تغییر می‌كند. وقتی نورمن می‌گوید اهمیتی نمی‌دهد، دوباره می‌خندد. در این لحظه این خود نورمن است كه حرف می‌زند. تُن صدای پركینز یكنواخت می‌شود اما وقتی ماریون پیشنهاد می‌كند او را ببرد و بگذارد «یك جایی» ناگهان پركینز با چشمانی گردشده رو به جلو می‌آید و بدون پلك زدن كلمة آسایشگاه روانی را به زبان می‌آورد. این اكنون مادر نورمن است كه دارد حرف می‌زند؟ بازی پركینز می‌گوید چنین است. اما پركینز اجازه نمی‌دهد كه بتوانیم یك در میان بشماریم: نورمن/مادرش/نورمن/مادرش.... بلكه لحظه‌ای عصبی می‌شود. انگار می‌خواهد همین الان آن زن را تكه‌تكه كند اما ناگهان می‌خندد و می‌گوید مادرش از این پرنده‌های خشك شده بی‌آزارتر است. پركینز به‌تدریج در ادامه از «دوز»بازی‌اش می‌كاهد. وقتی نورمن اصرار می‌كند كه ماریون بیش‌تر بماند و با هم حرف بزنند، پركینز بار دیگر در جلد همان جوان خجالتی فرو می‌رود كه از روی عصبیت می‌خندد.

در دیدار نخست با آربوگاست (مارین بالزام)، پركینز در ابتدا همان نورمن خجالتی و تا حدی بی‌خیال را به تصویر می‌كشد. وقتی برای بار دوم عكس ماریون را می‌بیند، پیداست كه آن نورمن خجالتی پشت نورمنی كه دارد دروغ می‌گوید پنهان شده است. پركینز چین به ابرها می‌اندازد و تند و تند دروغ‌هایی پشت سر هم ردیف می‌كند اما به آرواره‌هایش فشار می‌آورد كه یك «تیك» عصبی است و در همان حال با لكنت حرف می‌زند. با توجه به این كه حرف زدن مرحوم كاوس دوستدار به جای پركینز درخشان است اما با شنیدن صدای اصلی فیلم، این لحظة لكنت را در بازی پركینز بسیار واقعی می‌یابیم. پركینز بار دیگر وجه كودكانه و شاید شریر نورمن را در لحظه‌ای به نمایش می‌گذارد كه آربوگاست اصرار دارد با مادر نورمن حرف بزند. نگاه خیرة پركینز در لحظة رفتن آربوگاست بسیار گویاست.

وقتی سام و لایلا به متل بیتس می‌آیند و اتاقی اجاره می‌كنند، فروپاشی عصبی نورمن در حال تكمیل است. پركینز در این سكانس‌ها نورمن را دستپاچه، مردد و فردی نشان می‌دهد كه كنترلی بر رفتارش ندارد. اكنون مانند این است كه مادر نورمن خودش را عقب كشیده و پسر بی‌پناهش را با واقعیت موجود تنها گذشته است. حتی بازی پركینز در لحظه‌ای كه سام سر می‌رسد و سعی دارد چاقو را از دستش بیرون بكشد، به نوعی غلو‌آمیز است؛ انگار كه برای نخستین باری است كه یك نورمن این همه آسیب‌پذیر و ضعیف را می‌بینیم.

در واپسین لحظات فیلم،‌ یك مأمور پلیس برای نورمن پتویی می‌آورد و مادرش تشكر می‌كند. پركینز در این سكانس پایانی درخشان‌ترین بازی‌اش در روانی را به نمایش می‌گذارد. او پتویی دورش انداخته و با شنیدن صدای مادر نورمن اخم می‌کند و سرش را تكان می‌دهد. كاملاً عصبانی است. با دقت فراوانی گوش می‌دهد و در سكوت مخالفتش را نشان می‌دهد. وقتی دست نورمن را می‌بینیم كه مگسی روی آن راه می‌رود و بار دیگر به چهرة او باز می‌‌گردیم، پركینز همچنان سرش پایین است و كم‌كم تبسمی كرده است. در چهره‌اش می‌توان «خواند» كه نورمن خرسند است از این كه مادرش قرار است مورد اتهام قرار بگیرد. در لحظة پایانی ناگهان پركینز توی دوربین نگاه می‌كند و همچنان دارد تبسم می‌كند و دوز این تبسم بالا رفته است و هیچكاك با كمك جورج توماسینی، تدوینگرش، با دیزالو كردن كوتاه تصویر صورت استخوانی مادر نورمن روی خندة پركینز، حتی تا واپسین فریم فیلم تماشاگران را رها نمی‌كند. شاید همین تمهید او باعث شد تا پركینز بار دیگر در فیلمی دیگر در جلد نورمن بیتس فرو برود اما نه آن فیلم بتواند موفقیت فیلم هیچكاك را تكرار كند و نه خود آنتونی پركینز بتواند یك نورمن باورپذیر باشد.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: