اسفند ۱۳۹۸ - شماره 568

روی جلد: نگار جواهریان، علی مصفا و هدیه تهرانی در «دوئت» ساخته‌ی نوید دانش، عکس از: رضا شریفی

چشم‌انداز ۵۶۸

شکلات تلخ: گزارش‌های ‌سی‌وهشتمین جشنواره‌ی فیلم فجر
شاهین شجری‌کهن: ... مثل هميشه شمارة بعد از جشنواره، اختصاص دارد به گزارش‌ها و تحليل فيلم‌هاي اين دوره که در کوتاه‌ترين زمان ممکن بعد از پايان جشنواره تدارک ديده شده است و توجه به آن مي‌تواند چشم‌اندازي از وضعيت کلي سينماي ايران در آينده را پيش روي مخاطب قرار دهد. طبيعتاً فيلم‌هاي حاضر در اين دوره، تمام توان سينماي ايران نيست و فيلم‌هاي بسياري هستند که دير يا زود اکران خواهند شد. اما به هر حال مروري بر حال و اوضاع فيلم‌هاي اين دوره، خيلي نکته‌ها را روشن خواهد کرد.

تلخ چون قرابه‌ی زهر...: فیلم‌ها از زاویه‌ی طعم و فضا
هوشنگ گلمکاني: توطئه‌اي در کار نيست. توافقي صورت نگرفته است. خانة سينما بخش‌نامه نکرده. تشکل صنفي فيلم‌نامه‌نويسان و کارگردان‌ها جلسه نگذاشته‌اند که فيلم‌هاي تلخ بسازند. دستور و تطميعي هم از خارج نيست. يعني هيچ دستور و تطميعي نمي‌تواند منجر به اين اشتراک و تفاهم ناگفته شود. اين تلخي از دل زندگي ما در اين روزگار و اين جغرافيا مي‌جوشد. اهل سينما هم اهل همين جغرافيا و روزگارند. حتي اگر شماري از آن‌ها در رفاهي باشند که عامه تصور مي‌کنند و برخي به همين دليل ملامت‌شان مي‌کنند و کنايه مي‌زنند، اين تلخي‌ها را مي‌بينند...

دوست داشتن از عشق برتر است: درباره‌ی پوست
فرزاد پورخوش
بخت: باورکردني نيست که بتوان در فيلمي، شمايل کاملي از يک جن را نشان داد و تماشاگر آن را باور کند. اگر بناست حکايتي عاشقانه و تراژيک از باوري بومي و ديرينه به تصوير کشيده شود و با فضا و قصه‌اي امروزي ترکيب شود و به مراسمي آييني و مذهبي گره بخورد، اگر فضاي داستان اقتضا مي‌کند تلفن همراه و تلفن ثابت و تلويزيون و راديو نداشته باشيم اما در عوض موتور و اتومبيل باشد تا بي‌زمان و بي‌مکان بودنِ قصه به ناکجاآباد تعبير نشود، اگر بايد طلسم و خرافه را از مراسم آييني و اعتقادهاي مذهبي تميز داد و...

نگرشهای متفاوت در مطالبات اجتماعی: واکنش اجتماعی: نشانه‌ها و دیدگاه‌ها
جواد طوسي: با آن که جشنوارة سي‌وهشتم از نظر ارزش‌هاي کيفي و ساختاريِ آثار به نمايش درآمده يک دورة پربار را شامل نمي‌شد، با اين حال ويژگي بارز و قابل‌بحثش، دغدغه‌منديِ بيش‌تر فيلم‌سازان بود. فيلم‌سازِ سال 98 با اثرش مي‌خواهد واکنش اجتماعي داشته باشد، يا مفهومي از ديد خودش متعالي را الگوي ارزشي قرار دهد. ايجاد اين وجه مشترک در يک دوران فترت، بحث مستقلي را از منظر جامعه‌شناختي مي‌طلبد. اما در اين‌جا به برخي نشانه‌ها و زاوية ديد متفاوت فيلم‌سازاني از اين دست مي‌پردازم...

نهانههایی برای باران و بلوا: جشنواره‌ی خود را چه‌گونه گذراندید؟
مصطفي جلاليفخر: امسال شاهد تلخ‌ترين جشنوارة فيلم بوديم، نه‌فقط به دليل حوادث پيش از شروع آن، بلکه به دليل انبوهي فيلم تلخ و گاه تراژيک که البته تلخي‌شان به معناي ضعف‌شان نبود. مهم‌ترين اشکالي که در فيلم‌هاي پرشماري مشهود بود، خنثايي، بلاتکليفي، بي‌سرانجامي، بي‌ربطي و رکود بود. حتي آن‌هايي که اداي جسارت درآورده بودند، رويکردي به‌شدت محافظه‌کار و بي‌خاصيت داشتند. خشم و عصبيت رو به رشد جامعه به فيلم‌ها نيز سرايت کرده بود و حتي در نشست‌هاي مطبوعاتي پس از فيلم‌ها نيز به‌وفور ديده مي‌شد...

سکون و سکوت، پرخاش و شورش: مروری بر چند فیلم مهم
مهرزاد دانش: آتاباي پيشرفتي قابل‌ملاحظه در کارنامة نيکي کريمي در مقام کارگردان است که البته بخش مهمي از قوت خود را از فيلم‌نامه‌اي مي‌گيرد که با تأني و حوصله، کاشت‌هاي به‌جاي دراماتيک و موقعيتي را در بستر روايت انجام مي‌دهد تا در زمان مناسب در نيمة دوم فيلم، برداشت درست صورت پذيرد. ضرباهنگ، وجوه بصري، و نمودهاي شخصيتي فيلم، اگرچه به‌شدت يادآور سبک‌وسياق فيلم‌هاي نوري بيلگه جيلان است اما تداعي گرته‌برداري نمي‌کند و اصالت خود را نگه مي‌دارد..

ساموراییها و سریر خون!: از گوشه و کنار جشنواره و فیلم‌ها
پوريا ذوالفقاري: جشنواره‌اي که پيش از برگزاري‌اش برخي به‌طعنه آن را جشنوارة «اوج» مي‌خواندند، اتفاقاً با قدرت‌نمايي گروهي از سينماگران به پايان رسيد که تعلقي به ارگان‌ها نداشتند. بهتاش صناعي‌ها، مجيد برزگر، مرتضي فرشباف، برادران ارک و محمدرضا لطفي ثابت کردند براي صحبت از نگاه و سليقه و رويکرد يک فيلم‌ساز نياز نيست حتماً صبر کنيم و چند فيلم از او ببينيم. گاه حتي با تماشاي يک فيلم مي‌توان از جهان يک فيلم‌ساز گفت. اتفاقي که گاه با تماشاي ده فيلم از يک فيلم‌ساز جريان اصلي نمي‌افتد!...

ستارههای شب تار: چهره‌های قدرنادیدهآرامه اعتمادي: در جشنواره‌اي متوسط و ميانه که فيلم‌ها حال‌وهواي خاکستري داشتند شايد توقع مواردي شگفتي‌آفرين يا کشف‌هايي جديد، زياده‌خواهي باشد اما امسال هم نورهايي در آسمان ده شب جشنواره سوسو زدند. بر خلاف سال گذشته که جشنواره ستاره‌باران بود، در جشنوارة سي‌وهشتم بيش‌تر آثار متکي بر بازيگران و البته عواملي بودند که نام آن‌ها کم‌تر شنيده شده بود. در بين همين نام‌ها هم افرادي بودند که گرچه سال‌هاست در سينما حضور دارند اما هنوز هم براي تقدير و تمجيد به چشم داوران نمي‌آيند...

پول کثیف: نگاهی به نمایش فساد اقتصادی در فیلم‌های جشنواره
محسن بيگآقا: امسال در فيلم‌هاي جشنواره در زمينة مسائل اجتماعي و اقتصادي، کم نکته و کنايه نديديم و نشنيديم‌. از اشاره به بازداشت‌ها و بازداشتگاه‌هاي موقت در لباسشخصي گرفته تا اشاره به وضعيت زندان انفرادي در عنکبوت. علاوه بر اين، گاه هنرمندان در نشست‌هاي مطبوعاتي به منشأ سرماية فيلم‌ها اشاره داشتند. مثلاً رضا بهبودي در نشست مطبوعاتي تعارض به اين نکته اشاره کرد در فيلمي بازي مي‌کند که بداند پولش از کجاست، وگرنه ترجيح مي‌دهد قناعت پيشه کند و فقط در فيلمي مثل تعارض حضور داشته باشد که سرماية آن شفاف است...

پرسه و خلسه: نگاهی به فیلم‌های مهم جشنواره با تمرکز بر فرم بصری
محسن جعفريراد: در جشنواره‌اي که بيش‌تر به «چه گفتن» پرداخته بودند تا «چه‌گونه گفتن» با نگاهي به فرم بصري فيلم‌ها، مي‌توان بهتر به اين سؤال پاسخ داد که فيلم‌سازان ما تا چه حد نگاهي محتوامحور دارند و تا چه حد فرم و ساختار براي‌شان در اولويت است. در اين متن سعي شده به فيلم‌برداري فيلم‌هاي مهم جشنوارة امسال توجه شود. هرچند طبيعي‌ست فيلم‌هاي ديگري هم هستند که فيلم‌برداري خوبي دارند اما به دليل حجم کم صفحه‌ها، اشاره به آن‌ها را به زمان اکران موکول مي‌کنيم...

با همین چیزها...: سکانس‌ها، لحظه‌ها و نکته‌های مهم فیلم‌های خوب و بد جشنواره
دامون قنبرزاده: يکي از پرسروصداترين جشنواره‌هاي تمام دوران‌ها تمام شد و اين بار نه‌تنها مدت‌ها قبل از شروع آن و در هنگام برگزاري‌اش، بلکه تا مدت‌ها پس از پايانش هم حرف و حديث‌ها ادامه دارد. تحريم‌ها، جنگ و دعواها، بدوبيراه گفتن‌ها، خط‌کشي‌ها و... سي‌وهشتمين دورة فيلم فجر را چنان احاطه کرده بود که بوي خون از آن به مشام مي‌رسيد! اما چيزي که مغفول ماند خودِ فيلم‌ها بودند؛ نه فيلم‌سازها، نه بازيگرها و عوامل ديگر، بلکه خودِ فيلم‌ها. آيا مي‌توان بدون در نظر گرفتن اين که چه کسي فيلم را ساخته، چه کساني پشت آن بوده‌اند و چه‌طور ساخته شده، فيلمي را دوست داشت؟...

عبور از دهلیز: نسبت جشنواره‌ی فجر با سینمای مستند
اميد نجوان: بر اساس چشم‌اندازي که افق‌هاي آن در جشنوارة امسال به نمايش گذاشته شد، بايد پذيرفت که سينماي داستاني ايران، سال آينده از نسبت جالب و در عين حال عجيبي با سينماي مستند برخوردار خواهد بود. برخي فيلم‌ها (از جمله خروج و لباسشخصي) اساس خود را بر موضوع‌هاي مستند بنا کرده‌اند و يکي‌دو فيلم ديگر (از جمله درخت گردو و تومان) نيز آثاري هستند که مي‌توان گفت در سال‌هاي قبل،‌ آزمون خود را در سينماي مستند پس داده‌‌ بودند...

معماری قصه: کارکرد لوکیشن در فیلم‌های جشنواره
محسن خادمي: فضاسازيِ فيلم رکن مهمي از ساختار روايي آن به حساب مي‌آيد و معنازايي از لوکيشن به عنوان يکي از عناصر فضاسازي در چند سال اخير بيش از گذشته مورد توجه فيلم‌سازان ايراني قرار گرفته و با تنوع لوکيشن و کشاندن داستان به فضاهاي تازه، اصطلاح «فيلم‌هاي آپارتماني» کم‌تر به کار برده مي‌شود. در واقع اين زمينه ايجاد شده که کارگردانان تلاش کنند فيلم‌شان را در لوکيشن‌هاي متفاوت‌تري که مي‌تواند در فيلم‌نامه کارکرد مشخص يا دراماتيکي داشته باشد، روايت کنند. از همين زاويه نگاهي انداخته‌ايم به تعدادي از فيلم‌هاي جشنواره...

به لهجه‌ی تصویرها: نقش مکان و جغرافیا در فیلم‌ها
سمانه نيکاختر: در سال‌هاي اخير با افزايش هزينه‌هاي توليد و دشواري فيلم‌برداري در محيط‌هاي خارجي، استفاده از لوکيشن‌هاي داخلي در سينماي ايران فراگير شد. فيلم‌هاي «آپارتماني» در فضاهايي تکراري و مشابه روايتگر قصه‌هايي بودند که عموماً شخصيت‌هايي ساکن کلان‌شهر را تصوير مي‌کردند؛ بدون تغيير و تنوعي در لهجه يا لباس يا حتي جغرافيا و منظره. در صورتي که سرزمين ما از نظر اقليم و گويش بسيار غني است و از دل گوشه گوشة اين سرزمين مي‌توان به فضاها و مضاميني بکر و بي‌بديل دست پيدا کرد...

گفتمانها و گونهها: روایت‌شناسی فیلم‌های جشنواره بر اساس آرای میشل فوکو و نظریه‌ی ژانر
حميدرضا مدقق: ...ژانرها به لحاظ ايدئولوژيک ابدا خنثي نيستند بلکه ژانرهاي مختلف مي‌کوشند که جهان‌بيني‌هاي متفاوت پديد آورند. فيلم‌هاي ژانري تنها آينه‌اي در برابر واقعيت اجتماعي قرار نمي‌دهند بلکه بيش از آن به‌‌مثابه آزمايشگاه تجربيِ تغييرات اجتماعي و فرهنگي عمل مي‌کنند. موضوع‌هاي بنيادي مانند قدرت، خشونت، مناسبات جنسيتي، نژاد، سن، تمايلات جنسي، خانواده و غيره در ژانرها حاضرند و نگرش‌ها، رفتارها، کنش‌ها و انتخاب‌ها را مي‌توان در روايت‌هاي بسيار گوناگونِ درون ژانر مطالعه کرد. جاي خوش‌وقتي است که سينماي ايران در اين دوره، بيش از ديگر دوره‌ها ارائه‌دهندة ژانرهاي متنوع بود...

پنجره‌ی بسته‌ی پیشنهاد!: دو فیلم و یک جشنواره
عليرضا مجمع: 38 عدد کمي نيست. با هر شاخصي. براي يک جشنوارة سينمايي و براي هر کسي در هر موقعيتي. اين‌جا اما حکايت سروته است انگار. نمي‌شود 38ساله باشي و هر سال قانون زندگي‌ات عوض شود. هر سال آيين‌نامة جديد، هر سال راه تازه. پس حکم تجربه چيست براي يک موجود 38ساله. تازه ما دربارة آدم حرف نمي‌زنيم که امکان دارد دچار خانه‌تکاني روح شود و غصه بخورد از اين که چرا مثل طبيعت نمي‌تواند هر لحظه تغيير کند! حرف ما دربارة يک جشنوارة سينمايي است که هر سالش نبايد دريغ پارسال باشد...

نامههای عاشقانه: فیلم‌های اول و دوم و سوم
محمد محمديان: چند روز پيش از آغاز جشنواره دوستم پيام فرستاد: «تو هم امسال تماشاي فيلم‌ها در جشنواره را تحريم کرده‌اي؟!» پاسخ داده‌ام من سال‌هاست که تحريم کرده‌ام! سال‌هاست که فيلم‌هاي فيلم‌سازان باسابقه را نمي‌بينم و آثار جوانان را تماشا مي‌كنم. يعني ساختة جوان كارگرداني كه مي‌گويد چهار سال فقط صرف تأمين بودجه در بخش خصوصي كرده تا فيلم اولش را بسازد و اكنون در جشنواره پذيرفته شده و بعدش هم معلوم نيست كِي و چه‌طور اكران خواهد شد، تحريم كنم؟...

سینما باش و هر چه خواهی باش!: فرازها و فرودها
ارسيا تقوا: امسال فضاي فيلم‌هاي جشنواره بيش‌تر از هميشه تلخ و دل‌گير بود. تيرگي فقط چاشني فيلم‌ها نبود، برخي فيلم‌ها از بنيان مصيبت در مصيبت بودند. انگار در ترسيم فضايي جهنمي و آخرالزماني فيلم‌ها با هم مسابقه گذاشته بودند. کار به جايي رسيده بود که حتي خوب، بد، جلف2: ارتش سري براي کمدي به نظر رسيدن با اين که هزار زور زده بود تا اندک‌لبخندي بر گوشة لب‌هاي تماشاگر بنشاند اما در انتها و با وجود تلاش وافرش جايگاهي کم‌تر از نسخة قبلي در خنداندن تماشاگر پيدا کرد...

شروعی تماشایی، پایانی خلاقانه: تیتراژهای مهم فیلم‌ها
احسان طهماسبي: ... تيتراژ موفق مي‌شود از همان ابتدا، بيننده را مجذوب تماشاي قصيدة گاو سفيد و کشف علت نمايش اين گاو در حياط زندان و پي بردن به رابطة نام فيلم با مضمون آن کند. با تماشاي ادامة فيلم، ضرورت ساخت اين تيتراژ، به‌درستي اثبات مي‌شود و با پيشروي داستان و افشاي ماجراي اشتباه اعدام بابک در اوايل فيلم، تعبير اوليه و درستي از وجود گاو به عنوان قرباني در تيتراژ براي بيننده، روشن مي‌شود...

در فراز و نشیب خلاقیت و تکرار: موسیقی فیلم‌های جشنواره
نسيم قاضيزاده: امسال را مي‌توان از معدود سال‌هايي دانست که بسياري از آهنگ‌سازان به‌نام موسيقي سينماي ايران در جشنواره حضور نداشتند و سال حضور نام‌هاي جديدي بود؛ از جمله رامين کوشا که پيش از اين موسيقي سرخپوست را ساخته بود و بامداد افشار که او را پيش‌تر با موسيقي مغزهاي کوچک زنگزده مي‌شناختيم، و در کارهاي هر دوي‌شان پيشرفت‌هاي چشم‌گير ديده مي‌شد. از سوي ديگر بزرگاني همچون حسين عليزاده، کارن همايون‌فر و ستار اورکي، همراه با آهنگ‌سازان نسل سوم که آثارشان بي‌شباهت به تجربه‌هاي قبلي‌شان نبود، حضوري فعال داشتند...

این گروه نفوذناپذیر!: گفت‌وگو با تهماسب صلح‌جو
گفت‌و‌گو کننده: هوشنگ گلمکاني/ صلح‌جو: پشت‌سر جشنواره حاشيه‌هايي درست مي‌شود که واقعي نيست و بيش‌تر زاييدة توهم است. به شايعه بيش‌تر اهميت داده مي‌شود. وقتي من به عنوان يکي از اعضاي هيأت داوري، واقعيتي را عنوان کنم، کسي به آن اهميتي نمي‌دهد. فقط مي‌خواهند چيزي را در دهان مردم بيندازند که هيجان ايجاد کند./ من تعداد زياد داورها را مشکل‌ساز نمي‌دانم. دليلش هم اين است که جشنواره جايزه‌هاي زيادي را به رشته‌هاي مختلف اهدا مي‌کند و حتي جا دارد که بيش‌تر از اين داور داشته باشيم. به نظر مي‌رسد براي بهتر به ثمر رسيدن گفت‌وگوها مي‌شد سازمان‌دهي کرد و طوري برنامه‌ريزي کرد که اين تعداد از داورها مجبور نباشند همه با هم بحث کنند.

«مهربان»ی در نقشهای منفی: ولی شیراندامی (1398‌-‌1310)
علي شيرازي: يکي از شمايل‌هاي بازيگري دهة 1360 از ميان ما رفت. ولي شيراندامي بازيگر باسابقة سينما، تلويزيون و بازيگر-کارگردانِ تئاتر در آن دهه و تا حدي هم در دهة بعدي جزو مشهورترين بازيگران عمدتاً نقش منفي سينما و تلويزيون بود. البته پيشينة بازيگري او در کنار برادر و همسر هنرمندش به ساليان قبل‌تر مي‌رسيد. ولي شيراندامي سال 1310 در مرو ترکمنستان (شوروي سابق) زاده شد. در هفت‌سالگي به همراه خانواده به ايران کوچيد. تحصيلاتش را در مدارس تهران از جمله مدرسة حکيم نظامي و دبيرستان نظام گذراند...

یک اصفهانی در تهران: نصرت‌الله وحدت در مرز 95سالگی
پرويز نوري: هر وقت ياد نصرت‌الله وحدت مي‌افتم به خاطرة شبي برمي‌گردم که به اتفاق همسرم رفته بوديم به مراسمي که در تالار فرهنگ و هنر به مناسبت ساخت گل شيطان در ايران همراه با بازيگرهاي آن فيلم يول برينر، ريتا هيورث، ترور هاوارد و جمعي از هنرمندان ايراني برگزار شده بود. در آن شلوغي و سروصداي مدعوين، ناگهان وحدت با همان چهرة هميشه خندان آمد به سوي ما و پيش از آن‌که با ما خوش‌وبش کند، رو کرد به همسرم و گفت: «خانوم. تو رو خدا به شوهر عزيزتون بگين اين قدر به من فحش نده!»...

سینمای جهان: کرونا روي صندلي‌هاي سينما
نيوشا صدر: هجوم گونة تازه‌نفسي از ويروس کرونا به چين و به‌خصوص به شهر ووهان، ششمين شهر پرجمعيت چين، آن هم در آستانة سال نو به شدت بر گیشه تاثیر گذاشت . فروش‌ فيلم‌ها در تعطيلات سال گذشتة چين به بيش از 721 ميليون دلار رسيد که بخش قابل‌توجهي از فروش ساليانه را به خود اختصاص مي‌دهد. اما امسال اوضاع به طور ناگهاني دگرگون شد. زماني که سينماگران و سينماداران مطابق معمول بيش‌ترين فروش را براي فيلم‌ها انتظار مي‌کشيدند به يک باره هزاران سينما مانند بسياري از کسب‌وکارهاي ديگر از ترس انتقال ويروسي که مرکز شيوع آن ووهان بود تعطيل شدند و...

من اسپارتاکوس هستم: بازخوانی سینمایی تاریخ و ستاره‌ی ابدی
بهزاد عشقي: از کرک داگلاس ستارة سال‌هاي درخشان سينماي آمريکا فيلم‌هاي زيادي ديده‌ام: قهرمان، باغوحش شيشهاي، آسمان بزرگ، بيست هزار فرسنگ زير دريا، اوليس، شور زندگي، جدال در اوکي کورال، راههاي افتخار، وايکينگها، آخرين قطار گان هيل، سازش و... اما تصوير اين بازيگر بيش از همه با اسپارتاکوس (استنلي کوبريک) در حافظه‌ام ابدي شده است. اسپارتاکوس فيلم محبوبم در تمام سال‌هاي کودکي و نوجواني و جواني و ميان‌سالي و اکنون بوده است...

سایههای نیاکان فراموششده: نگاهی به سینمای جیمز گری
علي فرهمند: فيلم‌هاي جيمز گري در نظر منتقدان اروپايي - بيش‌تر، فرانسوي‌ها که او را اسکورسيزيِ روس مي‌خوانند - جايگاه ويژه‌اي دارد. ژان دوشه، منتقدِ قديمي «کايه دو سينما» بر پيشانيِ کتاب مکالماتِ جيمز گري (بيش لز پنجاه ساعت مصاحبه با فيلم‌ساز) مي‌نويسد: «فيلم‌هاي جيمز گري در فکر و فرم، فيلم‌هايي کلاسيک محسوب مي‌شوند؛ اما در عين حال انگاره‌هاي ما از آن‌چه “کلاسيک” را بازشناسي مي‌کنند؛ بنابراين مي‌توانند مدرن نيز تلقي شوند.» از او به عنوان يک استعداد تازة سينماي آمريکا ياد مي‌شود...

جنگ ستارگان: طلوع اسکای واکر(جی.جی. آبرامز): جنگِ پايان ستارگان
پرويز نوري: در اين که جنگهاي ستارهاي با واقعيت‌ها فاصلة بسيار دارد، ترديد نيست اما آن‌چه تخيل و فانتزي را در آن بي‌مقدار کرده، درهمي و شلوغي و تعدد شخصيت‌ها و مکان‌هاست که ما از همان فيلم اول سير و پيروي از اعمال آن‌ها را گم کرديم. در همان زمان که جنگهاي ستارهاي اصلي بر پرده آمد، استيون اسپيلبرگ هم برخورد نزديک از نوع سوم را عرضه کرده بود. مقايسة اين دو فيلم - يادمان هست - که در آن موقع هم بحث‌هاي فراواني را پيش آورد؛ اين‌که فيلم اسپيلبرگ بسيار قابل‌باورتر و در ترسيم دنياي آينده موفق‌تر بود...

1917 (سام مندس): روايت خون و آتش
ملک
منصور اقصي: هنر سام مندس و فيلم‌بردار بى‌نظيرش راجر ديكنز همراه يك گروه، شايد بيش از هزار نفر، خلق فضايى رعب‌آور است كه نفس بيننده را در سينه حبس مى‌كند. هر چه ديده مى‌شود، هر كارى كه انجام شده در جهت همين هدف است. بنابراين، هر گفت‌وگويى دربارة 1917 به نظر مى‌رسد بايد حول تلاش موفق يا ناموفق براى رسيدن به اين هدف باشد. اين كه داستان چه هست و بازى‌ها چه‌گونه است و شخصيت‌ها خوب پرداخت شده‌اند، اوج و حضيض داستان چه‌طور بوده و غيره همه در اهميتى ثانوى قرار مى‌گيرند...

آرشیو