شماره: ۵۰۹ (خرداد ۱۳۹۵)

چشم‌انداز 509

مرور خبرهای اردیبهشت: ماه شوراهای عالی
پوریا ذوالفقاری
: حتماً این جمله را شنیده‌اید که می‌گویند باید از هر تهدید یک فرصت ساخت. در حاشیه‌ی سینمای ایران کسانی مشغول فعالیت‌اند که توانایی خود را در عملی کردن گزاره‌ی معکوس این عبارت بارها به رخ کشیده‌اند. مثلاً از وقتی شبکه‌های فارسی‌زبان نه‌چندان سروشکل‌دار ماهواره‌ای سر برآوردند و در مدتی کوتاه کف‌گیر برنامه‌سازی‌شان به ته دیگ خورد (بگذریم که تعدادی از این شبکه‌ها اصلاً با کف‌گیر مانده در ته دیگ متولد شدند!) خیلی شیک و مجلسی رفتند سراغ پخش فیلم‌های ایرانی. یعنی کارگردان، تهیه‌کننده یا مجری آن شبکه در مسیر حرکت از خانه به استودیو سر راه مقابل یک فروشگاه فیلم‌های ایرانی توقف می‌کرد و...

آیین جوانمردی و شقاوت سینما
بهزاد عشقی
: مسعود کیمیایی از عزت‌الله انتظامی دعوت کرد که در فیلم جدیدش قاتل اهلی بازی کند. اما انتظامی این دعوت را رسانه‌ای کرد و پاسخ داد که: «به هیچ عنوان در فیلم جدید مسعود کیمیایی بازی نخواهم کرد، چرا که داستان و فضای آن نتوانست مرا جذب کند.» من از سال‌های دور با سینمای کیمیایی مشکل داشتم و به‌خصوص نگاهش را نسبت به انتقام‌های شخصی و خشونت‌ورزی و برگذشتن از قانون برنمی‌تابیدم. خب این نگرش گاهی منجر به نوشتن مقاله‌هایی می‌شد که...

احوال‌پرسی - عباس کیارستمی: کمی بهترم
عسل عباسیان
: ...عباس کیارستمی که ممنوع‌الملاقات بود، وقتی رفیقِ سالیانِ دورش را دید، باز از سینما پرسید: «مسعود جان. فیلم تازه کلید نزده‌ای؟» و چون آن زمان هنوز ساخت قاتل اهلی منتفی نشده بود، کیمیایی از فیلم تازه‌اش برای کیارستمی گفت. منظره‌ی حیاط، از پشت پنجره‌ی اتاق کیارستمی، در ظهر آن روز بهاری، وقتی نم‌نم‌ِ باران شیشه‌ها را خیس کرده بود، خاطره‌ی مجموعه‌عکس‌های کیارستمی از شیشه‌های باران‌خورده را زنده می‌کرد. آن‌چه با لبخندهای مکرر این دو دوست، کاملاً فراموش شده بود، بیماری بود...

پرسه‌زنی - پرسه در فضای مجازی: واژهها و تیترهای اغراقآمیز
امیر پوریا:
از عوارض متوسل شدن همۀ ما به تبلیغات در فضای مجازی، یکی‌اش این است که به خودِ کارها و همچنین به مصالح تبلیغاتی مشخصی که از آن‌ها در اختیار مخاطب می‌گذاریم، عناوین یا صفت‌های به‌شدت نادرست و گاه حتی جعلی نسبت می‌دهیم. اخبار را برای مهم به چشم آمدن، به شکلی می‌آراییم که در اصل چنین نیست. عباراتی برای هر اتفاق و تیتر کردن آن انتخاب می‌کنیم که در عمل، جای تردید و چه‌بسا نیاز به تصحیح دارند. این ماجرا در تمام کانال‌ها و گروه‌هایی که برای تبلیغ یک تئاتر یا فیلم شکل می‌گیرد، به چشم می‌خورد و متأسفانه...

گزارشهای سیوچهارمین جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر: کوچک، موفق، انتزاعی!
هوشنگ گلمکانی:
جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر در دومین دوره‌ی مستقلش، پس از ناکامی دوره‌ی گذشته، با تدبیرهای کاملاً تازه‌ای در عمر این جشنواره، رویداد گرم و دل‌پذیری بود که همین پنج‌شش‌هزار تماشاگر و شرکت‌کننده‌ی ‌ثابتش قاعدتاً باید از آن راضی باشند. پیداست که برگزارکنندگان جشنواره تلاش بسیاری کردند (هزینه‌اش را نمی‌دانم) که این تعداد تماشاگر ثابت (کم‌تر از چهارهزار نفر از آن‌ها با عنوان «باشگاه طرفداران») به جشنواره جلب شوند و سالن‌های سوت‌وکور دوره‌های گذشته‌ی بخش بین‌الملل جشنواره‌ی فجر را رونق بدهند. سیاست گزینش نوع فیلم‌های جشنواره، در یک نگاه کلی...

نگاهی از طبقه‌ی هفتم
دامون قنبرزاده
: وقتی واژه‌ی «جهانی» در پیشانی یک جشنواره است، حساب دیگری رویش باز می‌کنند؛ فیلم‌های متنوع، آدم‌های معروف و برنامه‌های جنبی جذاب. حیات یک جشنواره‌ی جهانی به همین چیزهاست. اما خب طبیعی‌ست که با محدودیت‌های موجود نباید انتظار خیلی چیزها را داشت. مهم‌ترین نکته انتخاب فیلم‌هاست که معلوم است تلاش و دقت زیادی صرف شده تا در حد ممکن فیلم‌هایی انتخاب شود با کم‌ترین میزان «صحنه» و کم‌ترین حضور بازیگران زن. خیلی از فیلم‌های خارجی جشنواره به‌راحتی از اینترنت دانلود ‌می‌شوند و...

نیوکمپ
محمد محمدیان
: چند سال پیش، در جریان پروازی به جشنواره‌ی تسالونیکی یونان، در فرودگاه رضا میرکریمی را می‌بینم. خودم را که معرفی می‌کنم، طوری برخورد می‌کند که گویی سال‌هاست آشناییم. با او در طول جشنواره در شهر می‌گردیم و از طرح‌های سینمایی‌اش که می‌پرسم با شور و شوق درباره‌ی همه چیز با دقت و حرارت صحبت می‌کند. به بسیاری از جشنواره‌ها با فیلم‌هایش می‌رود و بیش‌تر شهر و مردمش را تماشا می‌کند. در رفتار متصدی پذیرش هتل دقیق می‌شود و می‌گوید...

در تلویزیون - جابهجایی در جام جم
احسان ناظم‌بکایی:
وقتی در نیمه‌ی آبان 93، محمد سرافراز 53ساله کلید اتاق ریاست سازمان صداوسیما را از عزت‌الله ضرغامی تحویل می‌گرفت، کسی فکرش را هم نمی‌کرد که مدیریت او بر بزرگ‌ترین نهاد رسانه‌ای کشور به این سرعت تمام شود. دوره‌ی مدیریت بر سازمان صداوسیما، پنج‌ساله است و اسلاف سرافراز یعنی ضرغامی، لاریجانی و هاشمی، هر کدام دو دوره‌ی پنج ساله - ده سال - در این مسند ماندند، اما ریاست سرفراز به‌سختی به پانصد روز رسید. در آخرین روزهای اردیبهشت، شایعه‌ی استعفای او به بهانه‌ی کمردرد، قوت گرفت و گزینه‌ی جانشینی علی‌عسکری پررنگ شد. در واقع محمد سرافراز که...

یک گام به پیش و چند گام به پس
بهزاد عشقی
: دورهمی تجربه‌ی جدید مدیری به‌ظاهر در اجرا با کارهای قبلی‌اش متفاوت است. برنامه روی سن اجرا می‌شود و سالن نمایش و گروه تماشاگران و واکنش‌هایی که نشان می‌دهند، اگرچه به شکل مهندسی‌شده، تا حدودی گرما و جذابیتی به برنامه تزریق می‌کند. می‌گویند خنده تجربه‌ای جمعی است و در خلوت به‌تنهایی نمی‌توان خندید. مدیری نیز با آوردن تماشاگران می‌کوشد که شوخی‌های مجموعه را به تجربه‌ای جمعی بدل کند. البته این نوع برنامه‌سازی اتفاق جدیدی نیست و بارها در برنامه‌های مشابه داخلی و خارجی تکرار شده است. مجموعه‌ی خندوانه نیز...

آنتن سیما و مسابقههای استعدادیابی: موجسواران تپههای جام جم
مازیار معاونی
: تازه‌ای نیست. تا یک برنامه در میان مخاطبان پربیننده شده و به‌اصطلاح موج ایجاد می‌کند ناگهان طیف گسترده‌ای از برنامه‌های شبیه به نمونه‌ی اصلی و البته با کیفیتی پایین‌تر از آن راهی آنتن شبکه‌های مختلف تلویزیونی می‌شوند و برنامه‌ی موفق اولیه و ایده خوب پشت آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. حالا حکایت مسابقه‌های متعدد استعدادیابی در تلویزیون است...

درباره‌ی انیمیشنهای « دیریندیرین»: شرکت نصیحتآورانِ بهتر از بقیه
فرزاد پورخوش
بخت: چندی‌ست انیمیشنِ جذابِ دیرین دیرین (علی درخشی) به شیوه‌ای چراغ‌خاموش و در زمان‌هایی نه‌چندان پربیننده، از شبکه‌های مختلف سیما پخش می‌شود. کندوکاو در این‌که چرا چنین مجموعه‌ی فوق‌العاده‌ای در ساعت‌های اوج و پرمخاطبِ شبکه‌ها نمایش داده نمی‌شود و به جای آن، انبوهی از آگهی‌های تجارتیِ کلیشه‌ای و میان‌برنامه‌های بی‌خاصیت را به خورد تماشاگر می‌دهند، بحث دامنه‌دار و پرشبهه‌ای‌ست که از حوصله‌ی این مطلب و علاقه‌ی نگارنده خارج است. مهم این است که با همین نمایش محدود و همین چراغ‌های خاموش، طنازی و دانشِ گروه سازنده و مستعدِ دیرین دیرین، بازتاب گسترده‌ای داشته و...

آسیبشناسی اکران عمومی فیلمهای مستند: چرا نمایش فیلم مستند رایگان است؟
محمدجعفری
: چهار سال پیش همراه ده تن از مستندسازان مستقل از جمله فرهاد ورهرام، مهدی باقری، حسن نقاشی، بابک بهداد، پژمان مظاهری‌پور، مصطفی شیری، محمد احسانی، صادق جعفری و هادی آفریده جلسه‌ی معارفه‌ای داشتیم با مدیر وقت شبکه‌ی مستند دکتر پورحسین و قرار بود به توافق برای تولید ده فیلم مستند برسیم که نرسیدیم و آن نشست و پیگیری‌های بعدی بی‌ثمر ماند چرا که به گفته‌ی ابراهیمی (نماینده‌ی پورحسین) شبکه آهی در بساط نداشت. پیش از آن سه مستند که در بخش خصوصی ساخته بودم بدون پرداخت دیناری در شبکه‌ی مستند پخش شده بودند...

گفتوگو با مهراوه شریفینیا، درباره‌ی  دو سریال «کیمیا» و «معمای شاه»:
یک بار برای کیمیا  یک بار برای مهراوه
گفت‌و‌گو کننده: نازنین قنبری/ شریفی‌نیا:
دلیلی که کیمیا را دوست دارم این است که اشتباه می‌کند اما پررو است و پای اشتباهش می‌ایستد، حق زندگی به خودش می‌دهد و کوتاه نمی‌آید. قهرمان‌های زن تلویزیون اصولاً باوقار و متین هستند اما کیمیا بسیاری از تصمیم‌هایش را بر اساس هیجان می‌گیرد و حتی حرص دیگران را درمی‌آورد. ثریا در «معمای شاه» نقش پررنگ و تأثیرگذاری ندارد. بیش‌تر یک حضور گذراست. شاید اگر از این پررنگ‌تر بود هرگز این نقش را قبول نمی‌کردم. چون من خیلی شبیه ثریا نیستم.

تماشاگر - خاطرهای از اکران «باغهای کندلوس»: چه فیلمی میفروشد، چه فیلمی نمیفروشد؟
ایرج کریمی:
چند سال پیش دوست نازنینم کامبوزیا پرتوی شبی به من تلفن زد و مرا در جریان مشکلی قرار داد که فیلمی سر راه دریافت مجوز نمایش عمومی پیدا کرده بود. این فیلم سومین ساخته‌ی سازنده‌اش بود. پرتوی گفت به آن فیلم‌ساز و یکی از تهیه‌کنندگان فیلم مرا پیشنهاد داده تا همراه با منتقد دیگری از فیلم در مطبوعات حمایت کنیم. من پذیرفتم اما به جای منتقدی که او در نظر گرفته بود کس دیگری را پیشنهاد دادم که خویشتن‌دار بود و عامی و هیجانی نبود. من و منتقد مورد نظرم در اولین ساعت‌های فردا یا پس‌فردای آن شب به دفتر تهیه‌کننده‌ی فیلم رفتیم و ساعت نُه صبح به تماشای فیلم نشستیم. تهیه‌کننده و کارگردان فیلم را اولین بار بود که می‌دیدیم و شاید چون خود پرتوی حضور نداشت برخورد رسمی‌تری بین‌مان برقرار بود. اما هرچه بود، هر دو و به‌ویژه کارگردان...

سینمای جهان - نگاهی به کن 2016: بازگشت یکهسوار
شهزاد رحمتی
: فیلم افتتاحیه‌ی امسال جدیدترین فیلم مرد خستگی‌ناپذیر و دوست‌داشتنی سینما، وودی آلن، بود با عنوان کافهسوسایتی. او خوش‌بختانه در هشتادسالگی هم‌چنان سنت سالی یک فیلم ساختن را ادامه می‌دهد و از آن مهم‌تر این‌که نه‌فقط فیلم می‌سازد و حضور دارد بلکه فیلم خوب هم می‌سازد: کافهسوسایتی بر خلاف دو فیلم قبلی او که واکنش‌هایی بینابینی برانگیختند با واکنش‌های عمدتاً مثبت منتقدان روبه‌رو شده است. مسلماً مهم‌ترین نکته‌ی جشنواره‌ی کن امسال، حضور دوباره‌ی فیلمی از پرافتخارترین فیلم‌ساز تاریخ سینمای کشورمان یعنی اصغر فرهادی است: فروشنده...

یک سریال انیمیشن دیدنی  ولی کمابیش مهجور: منتقد فیلم در مقام قهرمان سریال!
شکی نیست که سازندگان منتقد از همان ابتدا عاشقان سینما را به عنوان مخاطبان اصلی منتقد در نظر داشتند و در این هم تردیدی نیست که منتقدها و نویسنده‌های سینمایی و کلاً آدم‌های حرفه‌ای عرصه‌ی نقد فیلم بیش‌ترین لذت را از تماشای این سریال می‌برند. مخاطب عادی، بخش قابل‌توجهی از شوخی‌ها و ارجاع‌های بامزه‌ی سریال را نمی‌گیرد یا حداقل بامزه نمی‌یابد. ارجاع‌های متعدد سریال به فیلم‌های معروف، به‌خصوص فیلم‌های روز، که معمولاً با نمایش صحنه‌هایی خیالی و هجوآمیز از آن‌ها...

نگاهی به برخی از  سریالهای برتر 2016: رقابت تنگاتنگ نامهای بزرگ
بازار ساخت سریال هم‌چنان پررونق است و در واقع به نظر می‌رسد که رقابت میان شبکه‌های مختلف در این عرصه داغ‌تر از همیشه شده و چهره‌های معتبر تازه‌ای هم از عرصه‌های مختلف سینما به دنیای سریال‌ها روی آورده‌اند. امسال هم به روال بقیه‌ی سال‌های اخیر به نظر می‌رسد دشوارترین کار، به دست آوردن وقت کافی برای تماشا کردن این همه سریال جذاب و دیدنی باشد! علاوه بر سریال‌های جذابی که پخش‌شان از قبل شروع شده امسال هم سریال‌های بالقوه جذابی برای اولین بار به نمایش درمی‌آیند که دیدیم بد نیست در این‌جا برخی از آن‌ها را معرفی کنیم، با این توضیح که...

نقد و بررسی - دعوت (کارین کیوساما): مگر آدمها را خلاص میکنند؟
شهزاد رحمتی:
دعوت از آن فیلم‌هایی است که وجود هیچ عنصر روایی و وقوع هیچ رویدادی در آن‌ها بی‌حکمت نیست. بنابراین ماجرا را باید از همان ابتدا پی گرفت، یعنی پیش از ورود ویل به آن محفل و با توجهی بایسته به سکانسی چنددقیقه‌ای که در حکم نوعی پیش‌درآمد است بر وقایع پیش رو و در عین حال به‌مثابه نوعی کلید و کُد برای کشف رمزهای حاکم بر باقی داستان. در این مقدمه، ویل و کیرا سوار بر اتومبیل به سوی ضیافتی می‌روند که به آن دعوت شده‌اند؛ ضیافتی که ماجرایش باقی فیلم را از آن‌جا به بعد شکل می‌دهد. ویل مجبور می‌شود کایوت تیره‌روزی را که با اتومبیلش در جاده به او برخورد کرده «خلاص» کند، چون حیوان بدجوری زخمی است و...

نگاهی دیگر به «ترامبو» (جی. روچ):
یادگار سالهای خاکستر و باد
مسعود ثابتی
: ترامبو هم‌چون بد و زیبا (وینسنت مینِلی)، همه چیز درباره‌ی ایو (جوزف ال. منکه‌ویتس)، سانست بولوار (بیلی وایلدر) و دیگر نمونه‌های مبتنی بر مناسبات و روابط پشت صحنه‌ی هالیوود، سیاست‌ها و مصلحت‌اندیشی‌های پشت پرده‌ی کمپانی‌ها و سیاستمداران و صاحبان سرمایه را به عنوان بستر روایت انتخاب کرده، و در این مسیر، پرونده‌سازی‌های دوران مک‌کارتیسم را - که سینما به‌ندرت و در معدود مواردی مثل بدل (مارتین ریت) به آن پرداخته – بهانه‌ای برای انتخاب چند شخصیت سینمایی معروف و واقعی آن دوران قرار داده است. برای علاقه‌مندان سینما و به‌خصوص...

ویکتوریا (سباستین شیپر): ادیسهای عاطفی  در برداشتی بلند و بیوقفه
کیومرث وجدانی
: ویکتوریا از آخرین فیلم‌هایی است که در قالب تک‌برداشت بسیار بلندی ساخته شده‌اند. این کار را هیچکاک با طناب شروع کرد که درامی مجلسی بود حول محور قتلی در یک آپارتمان. وحدت مکانی در آن فیلم به‌خوبی با مقتضیات تک‌برداشت جفت‌وجور می‌شد، اما محدودیت‌های تکنیکی آن دوران، دست و پای هیچکاک را بسته بود و ساختن فیلم در واقعاً یک برداشت را ناممکن می‌کرد. کشتی روسی الکساندر سوکوروف در قالب نمایی بدون قطع، ما را با خود به مکان‌های مختلفی در کاخ زمستانی سن‌پترزبورگ می‌برد، اما این تک بودن برداشت در واقع توهمی زاده‌ی...

آقای هولمز (بیل کاندن): ستاره و غروب ابدی
شاهین شجری‌کهن:
آقای هولمز فیلم بزرگی نیست و بازی روایی‌اش را عامدانه از مهم شدن و عمق گرفتن دور نگه می‌دارد. فیلم به‌تمامی معاشقه‌ای با پرسونای مجذوب‌کننده‌ی شرلوک هولمز است و سعی کرده از دریچه‌ای تازه به دنیای یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های ادبیات گذشته نگاهی بیندازد. مفاهیمی که در فیلم مطرح می‌شوند آشکارا ساده و حتی روزمره هستند و همه‌چیز در محدوده‌ی یک داستان سرگرم‌کننده‌ی اخلاق‌گرایانه درباره‌ی دوستی ناهمسالان پیش می‌رود، با اشاره‌هایی گذرا به تأثیر رسانه در شکل دادن به افکار عمومی، مفهوم واقعی نمایش، مرز بین واقعیت و...

واپس
روی (آلخاندرو آمنابار): شکست تبحر
نیما عباس
پور: واپسروی جدا از پایان بد و پیش‌بینی‌پذیرش، شخصیت‌پردازی خوبی نیز ندارد و اطلاعات مناسبی درباره زندگی و شخصیت کارآگاه بروس کنر با بازی ایتن هاوک دریافت نمی‌کنیم و فقدان پیش‌داستان‌های لازم برای شخصیت‌پردازی وی بدجوری به چشم می‌آید و به فیلم ضربه زده است. نقش‌آفرینی هاوک در کل چندان قابل‌قبول نیست چرا که...

خیاط زنانه (جوسلین مورهاوس): کلیشههای ملودرام
آرامه اعتمادی:
خیاط زنانه بیش از هر چیز به فرازونشیب‌های قصه‌اش وابسته است: فیلم برگرفته از کتابی است که فیلم‌نامه با اتکا به این رمان، بسیار وفادارانه نوشته شده است. قصه در دهه‌ی 1950 می‌گذرد و اشیای صحنه و لباس‌های بازیگران فیلم مهم‌ترین مشخصه‌ی داستان است. چرخ خیاطی کلاسیک تیلی، بازتابی از شخصیت اوست و...

لندن سقوط کرده (بابک نجفی): آنها قوی هستند،  ولی ما قویتریم
هوشنگ گلمکانی:
فوکوآ، فیلم‌ساز پنجاه‌ساله‌ی سیاه‌پوست آمریکایی، تروریست‌ها به کاخ سفید حمله می‌کنند و با وجود خسارت‌ها و تلفات بسیاری که به بار می‌آید، آمریکایی‌ها موفق می‌شوند به مدد یک رییس‌جمهور شجاع و بزن‌بهادر، و محافظ رویین‌تن و جان‌برکف‌اش از این مهلکه نجات پیدا کنند. در فیلم بابک نجفی هم...

کارکردهای فلاشبک در سینمای کلاسیک هالیوود: بازگشت به دستور زبان کهن سینما
مسعود ثابتی
: مفهوم زمان در سینما، کارکردهای مختلف زمان در روایت، و استفاده از عنصر زمان به‌مثابه یک مؤلفه‌ی روایی و مضمونی در سینمای معاصر آمریکا، اکنون دارای چنان گسترۀ وسیعی است که پرداختن به هر یک از نمونه‌ها و مصداق‌های متفاوت آن می‌تواند موضوع یک رسالۀ پرحجم باشد. این روزافزونی و گسترش بیش از حد تغییر و تحول در استفاده از عنصر «زمان» - چه به لحاظ کارکردش در بافت و زمینه‌ی روایت، و چه به لحاظ استفاده از خود مفهوم زمان به‌مثابه تماتیک اصلی فیلم - از آن است که در سینمای امروز تغییر در شیوه‌های زمانی روایت و چگونگی استفاده از مفهوم زمان، شاید اصلی‌ترین...

نقد فیلم - اژدها وارد میشود (مانی حقیقی):
واژههای گمشده‌ی یک تبعیدی فراموششده در کشتی بهگِل
نشسته
رسول نظرزاده
: در اژدها وارد میشود در حالی که به نظر در ابتدا با یک متن بسته‌ی شبه‌پلیسی روبه‌رو هستیم در ادامه دلالت‌ها از معنا و جهانی یکه که مؤلف بر آن احاطه‌ی کامل دارد می‌گریزند و به متنی گشوده و چندمعنا و خیال‌انگیز گام می‌گذارند. متن بسته و خواندنی را می‌توان در اسناد و صداهای تحلیلی کارشناسان از ماجرا و سایر مصاحبه‌شوندگان دید. آن‌ها کمایش از متنی بسته و معطوف به گذشته که می‌توان به آن رجوع کرد سخن می‌گویند. آن‌چه در فیلم دیده می‌شود نیز در ابتدا برگردان سخن‌های آن‌هاست اما به‌تدریج متن بسته به متنی باز و گشوده و به تعبیری «متن نوشتنی» تبدیل می‌شود که ماهیتی سیال دارد و از تفسیر به تأویل گام می‌گذارد...

دنیای دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه
میلاد دارایی
: همه‌ی این ویژگی‌ها، یعنی جعل و هجو تاریخ در دل ماجرایی به‌ظاهر واقعی، و اشاره‌های پیدا و پنهان به این جعل و هجو، اژدها وارد میشود را به یک فرا‌داستان (Metafiction) یا حتی فراداستان تاریخ‌نگارانه (Historiographic Metafiction) نزدیک کرده که پیوندی تنگاتنگ با ادبیات پسامدرن دارد (فراداستان یا فراقصه، آن گونه که کسانی چون ویلیام گس و لیندا هاچن و پاتریشیا وو، در تحلیل آثاری مانند سلاخخانه‌ی شماره‌ی پنج یا نام گل سرخ اشاره کرده‌اند، نوعی از داستان است که با ویژگی‌هایی چون خودآگاهی، خودارجاعی و ارتباط‌های بینامتنی با داستان‌های دیگر شناخته می‌شود. فراداستان تاریخ‌نگارانه نیز...

نگاهی به موسیقی «اژدها وارد میشود»: این دوستان عجیب ناشناخته
شروینه شجری
کهن: کریستف رضاعی آهنگ‌ساز اژدها وارد میشود از این عوامل به شکل مدرن استفاده کرده است. به نظر می‌آید آن‌چه موسیقی متن فیلم را تشکیل می‌دهد، بخشی برگرفته از موسیقی فولکلور این سرزمین است، بخشی به آهنگ‌سازی برای فیلم مربوط می‌شود و بخش دیگر صرفاً یک موسیقی مدرن است که با هم ترکیب شده‌اند. نگاهی به موسیقی فیلم‌هایی که رضاعی آهنگ‌سازشان بوده، نشان می‌دهد که او از تمام ابزارهایی که می‌تواند به درد کارش بخورد استفاده می‌کند...

گفتوگو با مانی حقیقی  درباره‌ی حاشیه و متن و فرامتن  «اژدها وارد میشود»:
رها کردن تماشاگر  در جهنمِ تخیل هیچ لذتی ندارد
گفت‌و‌گو کننده: نیما حسنی‌نسب/ حقیقی:
رمانی خواندم به اسم کارآگاهان وحشی - که متأسفانه ترجمه نشده و به خاطر محتوایش نمی‌تواند هم درست ترجمه شود - نوشته‌ی روبرتو بولانیو نویسنده‌ی شیلیایی که در مکزیک زندگی می‌کرد. قصه‌ی دو شاعر است که وارد یک ماجرای تعقیب و گریز می‌شوند و از محل زندگی‌شان فرار می‌کنند. رمان شامل تعدادی مونولوگ راجع به این دو تا است. عین تکه‌های پازلی که به هم می‌چسبند و باید سعی کنی ماجرا را از لابه‌لای این قطعه‌های پراکنده درک کنی. چیزی نزدیک صد تا راوی مختلف در این چند سالی که دو شخصیت قصه گم شده‌اند اتفاقی آن‌ها را دیده‌اند و دارند تعریف می‌کنند که چه شد. این را که خواندم به خودم گفتم این همان فرمی‌ست که لازم دارم؛ راوی‌های متعدد و ابهام در مورد سرنوشت دقیق آدم‌ها...

تابو (خسرو معصومی): شیوه‌ی شهرآشوبی
مازیار فکری
ارشاد: اگر سه‌گانه‌ی برف، جنگل و خشونت معصومی در دهه‌ی هشتاد، به‌شدت وابسته به جغرافیای محل وقوع داستان و آداب و رسوم منطقه‌ای بود، قصه‌ی تابو می‌توانست در هر منطقه‌ی دیگری با ویژگی‌های مشابه فرهنگی رخ دهد. زمانی که فیلم‌ساز بار دیگر به همان مؤلفه‌های آشنا، از جمله وقوع داستان در مناطق روستایی و جنگلی حاشیه‌ی دریای خزر ارجاع می‌دهد، به شکلی طبیعی انتظار می‌رود با قصه‌ای با ویژگی‌های بومی و محلی روبه‌رو باشیم. اما این قصه‌ی پیش‌تر روایت‌شده، این بار کم‌تر رنگ و بویی محلی دارد. روابط آدم‌ها و مناسبات زندگی دیگر حالتی عمومی و قابل‌تعمیم یافته‌اند. به این معنا که ...

جنگل ادامه دارد
نیکان نصاریان:
هم‌چون آثار قبلی این فیلم‌ساز، در تابو نیز چشم‌انداز و محیط و منظره به قصد تکریم و بزرگداشت طبیعت و به رخ کشیدن زیبایی‌های آن به تصویر کشیده شده است. از شیوه‌ی تصویرپردازی‌ها و گرایش مثبت فیلم‌ساز پیداست که او قصد دارد از طریق فیلم ساختن، به علاقه‌مندی و دلبستگی‌اش به این جغرافیا پاسخ بدهد و زمینه‌ای برای به اشتراک گذاشتن این علاقه با مخاطب، و حتی تبلیغ زیبایی و...

دلبری (سیدجلال دهقانیاشکذری): مایونز
ریحانه عابدنیا: دلبری
سوای تأکیدش بر جانبازی و دفاع مقدس و مقوله‌های ارزشی و مذهبی، قرار است یک عاشقانه باشد. قصۀ عشق زنی به همسرش که در بستر مرگ افتاده. داستان فیلم نیز، قصۀ یک‌خطی ساده‌ای‌ست که توان تبدیل شدن به فیلمی عاشقانه را دارد. اما آن‌چه در نهایت روی پرده دیدیم، نه عشقی را پرورانده و نه اصلاً توان برانگیختگی احساس مخاطب را دارد. دلیلش هم این است که دلبری فاقد بسیاری از مؤلفه‌های این ساختار و اساساً ویژگی‌های ساختاری فیلم سینمایی است...

بدون مرز (امیرحسین عسکری): میلاد در لجن
پوریا ذوالفقاری:
خوبی فیلم از ایده‌اش آغاز می‌شود. نگران نشوید نمی‌خواهیم بحث قدیمی چه گفتن و چه‌گونه گفتن را وسط بکشیم. نمی‌خواهیم بگوییم سینمای ما آپارتمانی است و این ایرادش است. اتفاقاً بین فیلم‌هایی که در دار و درخت و جنگل و ساحل و بیابان می‌گذرند هم نمونه‌ی بد کم نداریم. ولی ایده چیز دیگری است. ایده‌ی جدید فیلم‌ساز را به چالش می‌کشد. با معیارهای فیلم‌سازی شهری و آپارتمانی نمی‌توان سراغ نوشتن و بعد ساختنش رفت. ایده‌ی اولیه‌ی بدون مرز ریشه در واقعیتی دارد که از آغاز قرن بیست‌ویکم بغل گوش ما به جریان افتاد...

روزنههای نور
محسن جعفری
راد: مهم‌ترین تمایز بدون مرز به عنوان یک فیلم‌اولی، در مسیر مستقلی است که برای معناآفرینی طی می‌کند. بر خلاف انواع فیلم‌اولی‌ها در چند سال اخیر، نه تحت تأثیر سینمای اصغر فرهادی ساخته شده، نه به جریان جشنواره‌ای و شبه‌فرمالیستی تنه می‌زند و نه از جریان‌های هنری مثل سینمای عباس کیارستمی پیروی می‌کند و از همه مهم‌تر با پرهیز از سینمای محدود به آپارتمان و ساختار دوربین روی دست به شیوه‌ی کاذب که...

دو نگاه دیگر به «نیمرخها»: چه رؤیاهایی میآیند...
محسن جعفری
‌‌راد: فیلم‌هایی مثل نیمرخها پتانسیل عجیبی برای معناتراشی دارند. معناهایی که گاه زاییده‌ی تخیل ماست و شاید ربطی به جهان معنایی فیلم نداشته باشند و گاه انطباق لازم را برای نشانه‌نشاسی فیلم دارند. یکی از این وجوه نشانه‌شناسی را می‌توان با دقت به فرم بصری و به‌خصوص رنگ‌های به‌کاررفته در قاب‌ها، لباس آدم‌ها و در کل فضای فیلم جست‌و‌جو کرد که در کنار برخی آشنایی‌زدایی‌های مضمونی به نیمرخها تشخصی شاعرانه می‌بخشد...

ایماژها و جلوههای بصری «نیمرخها»: مقام غم بالاتر از شادی
احمدرضا دالوند:
ایماژ در نیمرخها در دو حالت آشکار شده است: یکی ایماژهای توصیفی است، مانند توصیفی که فیلم‌ساز از چهره‌ی آدم‌ها به دست می‌دهد که چهره‌ی آدم‌های داستان را فراتر از یک پرتره‌ی صرف عرضه می‌کند و به نوعی رئالیسم روان‌شناسانه نزدیک می‌شود. یکی دیگر از ایماژهای او ایماژهای خلاقه هستند که با عبور از صافی ذهن، حافظه، سواد و حساسیت‌های ایرج کریمی خلق شده‌اند...

با فرهاد آییش درباره‌ی «50 کیلو آلبالو» و «یک دزدی عاشقانه»: یکهسوار موتورسیکلت نارنجی
گفت‌و‌گو کننده:
مسعود ثابتی/ آییش: کمدی‌های جهان را که مرور می‌کنیم مسائل سیاسی، مسائل شخصی انسان‌ها، مسائل جنسی و... جزو خط قرمزهای اصلی هستند. به قول آقای میشل فوکو: «بزرگ‌ترین دغدغه‌ی انسان، بزرگ‌ترین تابواش هم هست.» این مسائل نه‌تنها در کشور ما که در کشورهای دیگر هم می‌توانند تابو باشند؛ منتها در کشور ما کمی شدیدتر است. البته این ویروس سانسور به ملت ما هم سرایت کرده. مثلاً وقتی موضوع یک کمدی پزشکان باشند، جامعه‌ی پزشکان سریع ناراحت می‌شوند و واکنش نشان می‌دهند. این مسأله در مورد پرستارها، معلمان یا یک قوم و... هم دلالت می‌کند...

چهارراه حوادث: جذابیت پنهان تحقیر
هوشنگ گلمکانی:
از نوع حادثه‌های دوم که آدم دستمال به سر بی‌دردش می‌بندد، اتفاقی بود که برای برنامه‌ی اکسیر با اجرای فرزاد حسنی افتاد و یکی از بخش‌های آن باعث واکنش‌های زیادی شد. این هم در واقع یکی از برنامه‌های به‌اصطلاح تماشاگرمحور است که در قسمتی از آن، یکی از تماشاگران به وسط صحنه فراخوانده می‌شود و ظاهراً در یک مسابقه‌ی هوش شرکت می‌کند و به تعبیری سر کار گذاشته می‌شود و مقدار قابل‌توجهی هم تحقیر می‌شود. واکنش‌ها در رسانه‌ها و فضای مجازی بسیار شدید و گسترده بود، به طوری که...

 * ماهنامه‌ی سینمایی فیلم در «اینستاگرام» حضور و فعالیت ندارد.

آرشیو1
شماره:۵۸۴ (۱۰ شهریور ۱۴۰۰)
شماره:۵۸۳ (تیر ۱۴۰۰)
شماره:۵۸۲ (خرداد ۱۴۰۰)
شماره:۵۸۱ (اسفند ۱۳۹۹)
شماره:۵۸۰ (۱۲ بهمن ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۹ (۱ بهمن ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۸ (دی ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۷ (آذر ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۶ (آبان ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۵ (مهر ۱۳۹۹)
شماره:۵۷۰ (اردیبهشت ۱۳۹۹)
شماره:۵۶۹ (فروردین ۱۳۹۹)
شماره:۵۶۸ (اسفند ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۷ (۱۲ بهمن ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۶ (بهمن ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۵ (دی ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۴ (آذر ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۳ (آیان ۱۳۹۸)
شماره:۵۶۲ (مهر ۱۳۹۸ )
شماره:۵۶۱ (شهریور ۱۳۹۸ )
شماره:۵۶۰ (مرداد ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۹ (تیر ۱۳۸۹)
شماره:۵۵۸ (خرداد ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۷ (اردیبهشت ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۶ (فروردین ۱۳۹۸)
شماره:۵۵۵ (اسفند ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۴ (۱۰ بهمن ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۳ (بهمن ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۲ (دی ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۱ (۲۰ آذر ۱۳۹۷)
شماره:۵۵۰ (آذر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۹ (آبان ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۸ (مهر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۷ (۲۰ شهریور ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۶ (شهریور ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۵ (مرداد ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۴ (تیر ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۳ (خرداد ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۲ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۱ (اردیبهشت ۱۳۹۷)
شماره:۵۴۰ (فروردین ۱۳۹۷)
شماره:۵۳۹ (اسفند ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۸ (۱۲ بهمن ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۷ (بهمن ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۶ (ویژه‌ی زمستان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۵ (دی ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۴ (آذر ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۳ (نیمه‌ی دوم آبان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۲ (آبان ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۱ (مهر ۱۳۹۶)
شماره:۵۳۰ (۲۰ شهریور ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۹ (شهریور ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۸ (مرداد ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۷ (تیر ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۶ (خرداد ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۵ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۴ (اردیبهشت ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۳ (فروردین ۱۳۹۶)
شماره:۵۲۲ (اسفند ۱۳۹۵)
شماره:۵۲۱ (۱۲ بهمن ۱۳۹۵)
شماره:۵۲۰ (بهمن ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۹ (۲۰ دی ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۸ (دی ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۷ (آذر ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۶ (بیست آبان ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۵ (آبان ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۴ (مهر ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۳ (۲۰ شهریور ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۲ (شهریور ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۱ (مرداد ۱۳۹۵)
شماره:۵۱۰ (تیر ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۹ (خرداد ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۸ (شماره‌ی ویژه بهار)
شماره:۵۰۷ (اردیبهشت ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۶ (فروردین ۱۳۹۵)
شماره:۵۰۵ (اسفند ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۴ (۱۱ بهمن ۱۳۹۴ - ویژه‌ی جشنواره فیلم فجر)
شماره:۵۰۳ (بهمن ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۲ (نیمه‌ی دی ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۱ (دی ۱۳۹۴)
شماره:۵۰۰ (آذر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۹ (شماره ویژه‌ی پاییز ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۸ (آبان ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۷ (مهر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۶ (۲۱ شهریور ۱۳۹۴ - ویژه‌ی روز ملی سینما)
شماره:۴۹۵ (شهریور ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۴ (مرداد ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۳ (تیر ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۲ (خرداد ۱۳۹۴)
شماره:۴۹۱ (۲۰ اردیبهشت (شماره ویژه بهار ۱۳۹۴))
شماره:۴۹۰ (اردیبهشت ۱۳۹۴)
شماره:۴۸۹ (فروردین ۱۳۹۴)
شماره:۴۸۸ (اسفند ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۷ (۱۲ بهمن ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۶ (بهمن ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۵ (نیمه دی ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۴ (دی ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۳ (آذر ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۲ (۲۰ آبان ۱۳۹۳ - فوق‌العاده‌ی پاییز)
شماره:۴۸۱ (آبان ۱۳۹۳)
شماره:۴۸۰ (مهر ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۹ (۲۱ شهریور ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۸ (شهریور ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۷ (مرداد ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۶ (تیر ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۵ (خرداد ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۴ (ویژه بهار - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۳ (اردیبهشت ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۲ (فروردین ۱۳۹۳)
شماره:۴۷۱ (اسفند ۱۳۹۲)
شماره:۴۷۰ (۱۲ بهمن ۱۳۹۲ (ویژه جشنواره فیلم فجر))
شماره:۴۶۹ (بهمن ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۸ (دی ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۷ (آذر ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۶ (شماره‌ی ۴۶۶، ویژه‌ی پاییز ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۵ (آبان ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۴ (مهر)
شماره:۴۶۳ (۲۱ شهریور)
شماره:۴۶۲ (شهریور ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۱ (مرداد ۱۳۹۲)
شماره:۴۶۰ (تیر ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۹ (خرداد ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۸ (شماره ویژه بهار - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۷ (اردیبهشت ۱۳۹۲ )
شماره:۴۵۶ (فروردین ۱۳۹۲)
شماره:۴۵۵ (اسفند ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۴ (۱۲ بهمن ۱۳۹۱ (ویژه جشنواره فیلم فجر))
شماره:۴۵۳ (بهمن ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۲ (دی ۱۳۹۱)
شماره:۴۵۱ (آذر)
شماره:۴۵۰ (نیمه آبان ۱۳۹۱ | ویژه‌ی سی سالگی)
شماره:۴۴۹ (آبان ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۸ (مهر ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۷ (۲۱ شهریور ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۶ (شهریور ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۵ (مرداد ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۴ (تیر‌ماه ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۳ (خرداد ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۲ (شماره ویژه بهار - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۱ (اردیبهشت ۱۳۹۱)
شماره:۴۴۰ (فروردین)
شماره:۴۳۹ (اسفند)
شماره:۴۳۸ (۱۲ بهمن ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۷ (بهمن ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۶ (دی‌ماه ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۵ (آذر ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۴ (شماره ویژه پاییز - ۱۷ آبان ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۳ (آبان ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۲ (مهر ۱۳۹۰)
شماره:۴۳۱ (شماره ویژه‌ی روز ملی سینما - ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ )
شماره:۴۳۰ (شهریور ۱۳۹۰ )
شماره:۴۲۹ (مرداد ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۸ (تیر ماه ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۷ (خرداد ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۶ (شماره ویژه بهار - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۵ (اردیبهشت ۱۳۹۰ )
شماره:۴۲۴ (نوروز ۱۳۹۰)
شماره:۴۲۳ (اسفند ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۲ - ویژه جشنواره فیلم فجر (۱۶ بهمن ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۱ (بهمن ۱۳۸۹)
شماره:۴۲۰ (دی‌ماه ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۹ (آذر ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۸ (شماره ویژه پاییز - ۲۰ آبان ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۷ (آبان ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۶ (مهر ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۵ (شماره ویژه روز ملی سینما - ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ )
شماره:۴۱۴ (شهریور ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۳ (مرداد ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۲ (تیر ماه ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۱ (خرداد ۱۳۸۹)
شماره:۴۱۰ (شماره ویژه بهار - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ )
شماره:۴۰۹ (اردیبهشت ۱۳۸۹ )
شماره:۴۰۸ (اول فروردین ۱۳۸۹)
شماره:۴۰۷ (اول اسفند ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۶ - ویژه جشنواره فجر (۵ بهمن ۱۳۸۸ )
شماره:۴۰۵ (اول بهمن ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۴ (دی ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۳ (آذر ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۲ (نیمه آبان - ویژه پاییز ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۱ (اول آبان ۱۳۸۸)
شماره:۴۰۰ (۱ مهر ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۹ (ویژه روز ملی سینما) (۲۱ شهریور ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۸ (شهریور ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۷ (مرداد ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۶ (تیر ۱۳۸۸ )
شماره:۳۹۵ (خرداد ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۴ (ویژه بهار - نیمه‌ اردیبهشت ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۳ (اردیبهشت ۱۳۸۸ )
شماره:۳۹۲ (ویژه‌ی نوروز ۱۳۸۸)
شماره:۳۹۱ (اسفند ۱۳۸۷)
شماره:۳۹۰ (ویژه‌ی ویژه بیست‌و‌هفتمین جشنواره‌ی فیلم فجر- ۱۲ بهمن ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۹ (بهمن ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۸ (دی ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۷ (آذر ۱۳۸۷ )
شماره:۳۸۶ (ویژه پاییز - ۱۸ آبان ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۵ (آبان ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۴ (مهر ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۳ (ویژه‌ی روز ملی سینما - نیمه‌ی دوم شهریور ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۲ (شهریور ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۱ (مرداد ۱۳۸۷)
شماره:۳۸۰ (تیر ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۹ (خرداد ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۸ (ویژه بهار - نیمه‌ اردیبهشت ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۷ (اردیبهشت ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۶ (فروردین - ویژه‌ی نوروز ۱۳۸۷)
شماره:۳۷۵ (اسفند ۱۳۸۶)
شماره:۳۷۴ (ویژه بیست‌وششمین جشنواره فیلم فجر - ۱۲ بهمن ۱۳۸۶)


همکاران این شماره: آرامه اعتمادی، میلاد بهار، فرزاد پورخوشبخت، امیر پوریا، امیر توسلی، مسعود ثابتی،  محمد جعفری، محسن جعفریراد، نیما حسنی‌نسب، میلاد دارایی، احمدرضا دالوند، مهرزاد دانش، پوریا ذوالفقاری، شروینه شجری‌کهن، محمد شکیبی، ریحانه عابدنیا، نیما عباس‌پور، عسل عباسیان، بهزاد عشقی، سمانه فراهانی، مازیار فکریارشاد، حجت قاسم‌زادهاصل، دامون قنبرزاده، نازنین قنبری، ایرج کریمی، غزل گلمکانی، حسین گیتی، محمد محمدیان، مازیار معاونی، احسان ناظم‌بکایی، امید نجوان، رسول نظرزاده، نیکان نصاریان، کیومرث وجدانی، اصغر یوسفی‌نژاد