جستجو:  
 
 
  • پاسخ به پرسش‌های خوانندگان
    شماره 424 | فروردین 1390
    -

  • پاسخ به پرسش‌های خوانندگان
    شماره 425 | اردیبهشت 1390
    -

  • وَرَم حسی کلمات
    گفت‌وگو با منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب ، درباره‌ی دوبله در فیلم‌های علی حاتمی
    - گفت‌و‌گو کننده: نیروان غنی‌پور

    در سال‌های اخیر بحث‌های فراوانی درباره‌ی ویژگی‌های سینمای حاتمی مطرح شده و در این میان، یکی از ویژگی‌های مهجور مانده‌ی این سینما که تاکنون به طورکامل و موشکافانه به آن پرداخته نشده موضوع دوبله در آثار حاتمی است. دوبله در آثار حاتمی فراتر از صداگذاری یا نوعی فارسی‌گویی صرف، تبدیل به نوعی «شخصیت» شده است. در این باره، پای صحبت‌های دو یار دیرین حاتمی نشستیم؛ منوچهر اسماعیلی و ناصر طهماسب، دو بزرگ‌مرد دوبله‌ی ایران که به‌سختی راضی به گفت‌وگو درباره‌ی خود می‌شوند، به‌سادگی و بااشتیاق حاضر به این گفت‌وگو شدند تا درباره‌ی جنبه‌ی مهمی از شخصیت هنری حاتمی صحبت کنند.

  • دو میراث هزارتوی داستان
    بحران داستان‌گویی در ادبیات داستانی ایران
    - علیرضا محمودی

    هر پدیده‌ای تنها خودش نیست، بلکه نمادی از یک هزارتوی پیچیده است که وجودش در میان هزاران هزارتوی دیگرِ به‌هم‌پیچیده تنیده است. با این همه پیچیدگی وقتی سراغ دو مقوله‌ی ذاتاً پیچیده به نام ادبیات داستانی و سینما می‌رویم و می‌خواهیم بین این دو پدیده ارتباط برقرار کنیم ناگهان در میان انبوهی سؤال بی‌پاسخ خودمان را گم‌شده و تنها می‌بینیم. همین پرسش‌های بی‌پاسخ است که باعث می‌شود هر از چند گاهی موضوع اقتباس ادبی در سینمای ایران مانند موضوعی تازه در مطبوعات مطرح شود. از سوی دیگر نویسندگان سینمایی به خاطر ارتباط‌شان با سینمای جهان دچار وضعیتی دوگانه هستند. از یک سو همان پرسش‌های همیشه بی‌پاسخ با آن‌هاست و از سوی دیگر سینمای جهان را نگاه می‌کنند و حرص می‌خورند. فیلم‌های روز دنیا را فهرست می‌کنند و آه می‌کشند. چرا راه دور برویم؟ فیلم‌های برتر سال گذشته را مرور می‌کنند و افسوس و حرمان ول‌شان نمی‌کند. در حالی که می‌دانند دست گذاشتن روی چنین موضوعی یعنی همان پرسش‌ها و همان هزارتوها. اما دوباره می‌پرسند: چرا سینمای ایران از اقتباس ادبی خالی است؟ این سؤال در ذهن‌ها می‌چرخد و دوباره کار به مطلب و گفت‌وگو و نظرخواهی و گزارش‌های تازه‌ای می‌رسد که قرار است دوباره به همان سؤال‌ها و همان هزارتوهای پیچیده منتهی شود.

  • دانشکده‌های من
    درباره‌ی ماهنامه‌ی فیلم
    - فریدون صدیقی

    فضیلت، یعنی توازن، هماهنگی و مرجعیت. هماهنگی مخلوع یک رفتار سیستمی است، رفتار سیستمی قابل تجزیه به کم‌تر از خود نیست. مثل ماهنامه فیلم. ماهنامه فیلم نماد آشکار یک فضیلت علمی، فرهنگی و صنفی در عرصه روزنامه‌نگاری هنری در ایران است. من هیچ نمونه‌ای در طول تاریخ مطبوعات ایران نمی‌یابم که نشریه‌ای مستقل و نه وابسته به یک مؤسسه مطبوعاتی، توانسته باشد 27 سال* دوام بیاورد و قدرت و ظرفیتی جریان‌ساز، مؤثر و راهبردی یافته باشد.

  • بازیگر
    نامه‌ای به خسرو شکیبایی
    - رضا کیانیان

    خسرو جان سلام. در نامه‌ی اولم خیلی احساساتی بودم. اما خودم بودم. روز اول رفتنت بود. همه احساساتی بودند. خیلی‌ها درباره‌ی تو گفتند و نوشتند. اما بعضی‌ها طبق عادت دیرینه‌ی ما ایرانی‌ها تو را از فرش به عرش بردند. البته آن روزها نمی‌شد منطقی بود، و اگر می‌خواستیم منطقی بنویسیم یا بگوییم، چپ‌چپ نگاه‌مان می‌کردند. اما احساساتی شدن، با گوی سبقت از دیگران ربودن، فرق می‌کند. بعضی‌ها یادشان رفته بود تو هم آدمی! همین بعضی‌ها نمی‌فهمند آدم بودن، جایگاه بلندتری‌ست. بعضی دیگر هم به جای این‌که درباره‌ی تو بگویند، تو را بهانه کرده بودند و درباره‌ی خودشان می‌گفتند! خلاصه همه چیز مخدوش بود. شاید دیده باشی یا شنیده باشی. اما حالا که مدتی از رفتن‌ات سپری شده و احساسات کم‌کم جای خودش را به منطق داده، می‌خواهم نامه‌ی دوم را بنویسم و منطقی باشم. و باز هم سعی می‌کنم خودم باشم.

  • غیرقابل رقابت بود و رقیب هیچ کس نبود
    زندگی و دوران خسرو شکیبایی (1387-1323)
    - کیومرث پوراحمد

    در یک جلسه‌ی معمولی هم که شرکت کنم هرگز صدای موبایلم را کسی نمی‌شنود. و موقع نمایش یک فیلم، هر فیلمی از هر کس و در هر جا که باشد موبایلم را خاموش می‌کنم. و اگر خارج از کشور باشم به دلیل هزینه‌ی سنگین رومینگ اصلاً موبایلم را روشن نمی‌کنم، مگر در شرایط اضطراری... پیش از ظهر جمعه 28 تیر، سنگین و سخت از خواب بیدار شدم. با عجله لباس پوشیدم تا به اتوبوس فستیوال برسم و بتوانم ترافیک پیش‌بینی‌ناپذیر دهلی را بگذرانم و راه طولانی هتل تا محل نمایش فیلم را طی کنم و به موقع خودم را برسانم. بدیهی است که مـوقع نمایش اتوبوس شب در دهلی هم موبایلم را خـــاموش کردم. دلم می‌خواست همه‌ی احساس و واکنش‌های ملیت‌های مختلفی که در سالن بودند را درک کنم. وسط فیلم، صحنه‌ای که خسرو بابت کشتن احتمالی فروتن (فاروق) آن جور تلخ گریه می‌کرد و برای صدمین بار مرا تحت تأثیر قرار می‌داد نمی‌دانم چرا دلم می‌خواست موبایلم را روشن کنم.

  • پرواز دشوار، مسیر ناهموار، مقصد نامعلوم
    میزگردی درباره‌ی مفهوم «سینمای ملی» از نگاه سینماگران با حضور فریدون جیرانی، کمال تبریزی و اصغر فرهادی
    - گفت‌و‌گو کننده: نیما حسنی‌نسب

    میزگردمان با سه سینماگر فعال این سال‌ها درباره‌ی مفهوم «سینمای ملی» طبیعتاً بازتاب نظر همه‌ی اهل سینما نیست، ولی دیدگاه‌های شخصی و تلقی و تعریف هر کدام از فیلم‌سازان درباره‌ی موضوع مورد بحث می‌تواند به گروهی از همکاران آن‌ها هم تعمیم پیدا کند. از این نظر شاید بشود گفت که حاصل حرف‌های این نشست نه چندان طولانی منعکس‌کننده‌ی دغدغه‌های بخش قابل توجهی از اهل سینما در باب مفهومی است که این روزها از سوی مدیران و متولیان سینما زیاد با آن مواجه هستند و حتماً در موردش فکر کرده‌اند و توضیح و تعریف دارند.

...............فهرست مطالب 1389



فهرست مطالب 1389


...........کتاب سال سینمای ایران 1389



بیستمین سالنامه فیلم


..............فهرست مطالب 400 شماره



فهرست مطالب 1 تا 400


................فصلنامه فیلم اینترنشنال


Film International
(Iranian Film Quarterly)
Volume 16. Nos, 3 & 4
Autumn 2010 Winter 2011


درخواست شماره‌های گذشته

شماره‌های موجود


آرشیو


خانه | آرشیو | اشتراک | تبلیغات | نظرسنجی | درباره ما | تماس با ما
© کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به ماهنامه فیلم است.
نقل مطالب به هر شکل - از جمله برای همه سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره‌ای - ممنوع است.